X
تبلیغات
کلبه تاریک عشق - اجتماعی
سکوت برای سبز بودنت

در جریان حضور رئیس جمهور در مراسم همایش بزرگ ورزش‌های رزمی که عصر دیروز در ورزشگاه آزادی برگزار شد، حضور یک نوجوان در کنار احمدی‌نژاد و صحبت‌های درگوشی او با رئیس جمهور توجه حضار را جلب کرد.
SiteRooz.com

به گزارش مشرق، اشک‌های این نوجوان در هنگام صحبت با رئیس جمهور، اطرافیان را مورد تاثیر قرار داد. 


+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم آبان 1389ساعت 2:18 PM  توسط کورنا  | 


آنجلینا جولی در فیلم «سالت» با گریمی متفاوت به شکل یک مرد درآمده است.

به گزارش شبکه ایران، آخرین فیلم اکران شده «آنجلینا جولی» یعنی «سالت» که وی را در قالب یک مامور سیا به تصویر می‌کشد هرچند به لحاظ کیفیت دراماتیک اثری ضعیف به شمار می‌رود اما یکی از جلوه‌های جالب آن گریمی است که در بخشی از فیلم بر روی چهره آنجلینا جولی صورت گرفته تا او در شمایل یک مرد نشان داده شود.

جالب اینکه تغییر قیافه آنجلینا در این فیلم بیش از پیش او را شبیه برادرش «جیمز» کرده است!


آنجلینا جولی با گریم مردانه


آنجلینا جولی در حال جدا کردن قالب گریم


آنجلینا جولی(چپ) در کنار برادرش جیمز

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم آبان 1389ساعت 2:12 PM  توسط کورنا  | 

شبکه ایران: "قصد جسارت به پیشکسوت‌ها را ندارم ولی من نمی‌توانم تا سنین پیری منتظر بمانم از دفتری تلفن بشود و نقشی پیشنهاد شود و آفیشی تعیین کنند. این برایم کافی نیست"

شهاب حسینی که این روزها دوره پرکاری را در عرصه سینما می‌گذراند به تازگی اعلام کرده از بازیگری دلزده شده و می‌خواهد مدتی خودش را بازنشسته کند."من دو سال تعهدات کاری دارم و وقتی این‌ها تمام شود مسلما وقفه‌ای خواهم داشت.به این وقفه نیاز دارم تا به رفت‌وروب و تمیز کردن بایگانی مغزم بپردازم."

منتظرند من بازیگر در یک نمای دو نفره در یک کافی‌شاپ معجزه کنم

وی دلیل سرخوردگی‌اش را موقعیت اجتماعی بازیگر و جایگاه سینمای ایران در مجامع بین‌المللی اعلام کرده و گفته است: فرق ما این است که در آنجا آن آقای بازیگر سوار بر همه دستاوردهای تکنولوژیک سینماست، همه چیز از فیلمنامه تا موسیقی تا کارگردانی و اسپشیال‌افکت دارد کمک می‌کند تا راسل کرو بشود گلادیاتور ولی اینجا برعکس است، همه دردسرها سر من بازیگر ریخته می‌شود. همه چیز ناقص است و آن وقت یک دفعه همه منتظرند من بازیگر بنشینم در یک نمای دو نفره در یک کافی‌شاپ معجزه کنم و چشم‌ها را خیره کنم! این اتفاق شاید یک بار هم رخ بدهد ولی با این وضعیت آخرش کف‌گیر آدم می‌خورد ته دیگ. نوجوانی که نقش هری‌پاتر را بازی کرد امروز در دنیا اعتبار دارد. همه این اعتبار را به خاطر بازیگری‌اش به دست آورده؟ نه سوار بر بال خاطره‌انگیز سینما شده. ما اینجا مثل مزرعه داری شده‌ایم که فقط برای مصرف خودش می‌کارد و درو می‌کند. این سینما برای من اقناع کننده نیست.

نمی‌توانیم مرتب از همین سینما شکایت کنیم، خود ما مقصریم

حسینی در عین حال ضمن اشاره به گلایه سینماگران در جشن خانه سینما یادآور شده است: در طول برگزاری جشن داشتم به این فکر می‌کردم که همه وقتی می‌روند روی صحنه گله و شکایتی از چیزی دارند؛ اما هیچ‌کس به این فکر نمی‌کند که این فیلم‌های روی پرده محصول خود ماست. چرا به عملکرد خودمان نگاه نمی‌کنیم ببینیم ما به عنوان آن جامعه فرهنگی که قرار است ایده بدهیم و فکرهای خوب داشته باشیم کجای کاریم؟ وقتی ما چنین فیلم‌هایی تولید می‌کنیم نمی‌توانیم بیاییم مرتب از همین سینما شکایت کنیم. خود ما مقصریم.

واقعا من بهترین بازیگر مرد این سرزمینم؟ نه!

حسینی که تندیس بهترین بازیگر نقش اول مرد را از این جشن دریافت کرده، متذکر شده است: من به عنوان بهترین بازیگر مرد انتخاب شدم ولی مگر واقعا من بهترین بازیگر مرد این سرزمینم؟ نه! من روی صحنه از بسیاری از بازیگران تئاتر ضعیف‌ترم. آقای مهدی هاشمی خیلی از من بهتر است. خیلی‌ها از من بهترند.

این کت چقدر بهم می‌آید، قربان خودم بروم

بازیگر فیلم "سوپر استار" در بخش‌های دیگری از این مصاحبه در خصوص مبنای رضایتش از بازی خود گفته است: مبنایش این است که وقتی نشستم تماشایش کردم یادم برود این شهاب حسینی است، خودم را نبینم روی پرده. در فیلمی که موقع تماشایش از خودم خوشم بیاید و بگویم به‌به اینجا عجب نگاهی داده‌ام، این کت چقدر بهم می‌آید، قربان خودم بروم، از این فیلم بدم می‌آید.

بازیگری ابزاری برای ارضای امپراطوری شصت-هفتاد روزه یک فیلمساز

بازیگر فیلم "در باره الی" در گفت‌وگو با ماهنامه 24 در پاسخ به معیار پذیرش یک نقش نکته جالبی را بیان کرده است: باید ببینم هدف آدمی که نقش را به من پیشنهاد می‌دهد از فیلمسازی چیست. پیشنهاد کسی را که از روی شکم‌سیری همین‌جور آمده و می‌خواهد فیلمی بسازد نمی‌پذیرم. چون چنین آدمی فقط می‌خواهد یک امپراطوری شصت-هفتاد روزه تشکیل بدهد و بنشیند آن بالا دستور بدهد و ما به او احترام بگذاریم تا ارضاء شود. بله در بهترین حالت ابزار او می‌شوی برای لذت شخصی‌اش.

به دنبال یک لقمه معرفت

وی در ادامه صحبت‌های خود آورده است: حقیقتش این است که دیگر دنبال یک لقمه معرفت برای خودم می‌گردم.اگر فیلمی به من چیزی یاد داد، آدم‌ترم کرد، با واقعیت‌های بزرگ‌تری آشنایم کرد، می‌روم و کار می‌کنم.

از طلاسازی و فوتبال و آرایشگری تا دنیای بازیگری

حسینی در بخش دیگری از این مصاحبه از علت ورود به عرصه بازیگر صحبت کرده است. وی می‌گوید: کنار درس خواندن می‌رفتم دنبال مشاغل مختلف. دو سال رفتم در طلاسازی کار کردم! در حالی که پدرم دبیر بود؛ می‌گفت من دارم به بچه‌های مردم درس می‌دهم ولی تو را نتوانستم آدم کنم! مدتی رفتم فوتبالیست شدم؛ در باشگاه نوجوانان پاس بازی می‌کردم. مدتی رفتم آموزش آرایشگری دیدم. همه جور کاری کردم. دنبال کاراکتر می‌گشتم برای خودم. تا یک موقعی به این نتیجه رسیدم این کارکتر را در بازیگری پیدا کنم. به این خاطر آمدم سراغ سینما.

اگر از اول می‌دانستم بازیگری قرار است این باشد...

بازیگر "محیا" رسیدن به شکوه انسانی را علت علاقمندی خود به دنیای بازیگری عنوان کرده و افزوده است: زمانی که تئاترهای دانشجویی کار می‌کردیم خیلی لذت‌بخش بود. دو سال برای یک تئاتر تمرین می‌کردیم تا در یک جشنواره دانشجویی دو نوبت اجرا داشته باشیم! غذایمان از صبح تا شب بیسکویت و چای بود. این‌ها را تحمل می‌کردم تا یک روز همان آدم باشکوهه بشوم. تا این‌که بزرگ شدم و فهمیدم دنیا جور دیگر است . آن شکوه گاهی اوقات در لابلای همین روابط اجتماعی به دست می‌آید. صادقانه و روشن بگویم اگر از اول می‌دانستم بازیگری قرار است این باشد قطعا می‌رفتم دنبال عشق اصلی‌ام موسیقی. من عاشق شنیدن هستم.

اعتراف می‌کنم؛نمی‌ارزد آدم همه چیز را فدای سینما کند

حسینی بازیگر خانواده‌دوستی است و معتقد است سینما آن‌قدر ارزش ندارد که آدم همه‌چیزش را فدای آن کند: من نزدیک به 15 سال است همه‌چیز را فدای کارم کرده‌ام. خانواده‌ام، پدر و مادرم، همسرم ... بچه‌ام هفت سالش شد . من نفهمیدم چه جور هفت ساله شد... اعتراف می‌کنم سینما حداقل در ایران این‌قدر ارزش ندارد. نمی‌ارزد آدم همه چیز را فدای سینما کند.

هنر تا به تالیف نرسد پیشه آدم است

وی همچنین از قصد پیوستن خود به جرگه کارگردانان خبر داده و خاطرنشان کرده است: هنر تا به تالیف نرسد پیشه آدم است. من تا وقتی که به تالیف در کار خود نرسم هنرپیشه‌ام، بعد از رسیدن به تالیف است که هنرمند می‌شوم؛ کسی که صاحبنظر و صاحب‌فکر است؛ در اندازه‌های خودم. الان به این نتیجه رسیده‌ام که با بازیگری اقناع نمی‌شوم. یا باید رها کنم و بروم سراغ موسیقی، یا بروم پشت دوربین.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم آبان 1389ساعت 2:3 PM  توسط کورنا  | 


گروه سازنده فیلم «شش نفر زیر باران» ساخته «علی عطشانی» در حال مذاکره با بازیگر نقش سوسانو برای بازی در این فیلم هستند و در حال حاضر از وی برای بازی در این فیلم دعوت کرده‌اند اما گویا فرد یادشده بازیگر نقش سوسانو نیست.
از بازیگر نقش سوسانو در مجموعه «افسانه جومونگ» برای بازی در فیلم سینمایی ایرانی «شش نفر زیر باران» دعوت شده است.
بر اساس خبری که روابط عمومی فیلم «شش نفر زیر باران» در وبلاگ خبری این فیلم منتشر کرده، آمده است که هم اکنون گروه تولید در حال رایزنی با وی هستند.
پیش‌تر روابط عمومی این فیلم اعلام کرده بود که دومین ساخته بلند سینمایی علی عطشانی، اثری پر بازیگر است و ستارگانی از سینمای ایران در این فیلم به ایفای نقش می‌پردازند.

SiteRooz.com 
نام بازیگر نقش سوسانو در «افسانه جومونگ»، «هان های جین» (Han Hye Jin) است و در خبر منتشر شده در وبلاگ فیلم «شش نفر زیر باران» از مذاکره با «هان جی های» به عنوان بازیگر نقش سوسانو خبر داده شده که «هان جی های» (Han Ji Hye ) بازیگر دیگری از سینمای کره جنوبی است که با «هان های جین» تفاوت دارد و مشخص نیست گروه سازنده این فیلم با کدام بازیگر رایزنی کرده‌اند!


+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم آبان 1389ساعت 2:0 PM  توسط کورنا  | 

هر گفتار و كرداري باطن و ملكوتي دارد غير از ظاهرش. خواستند ملكوت پنج چيز را نشان يكي از پيغمبران بدهند (مطابق روايتي كه از حضرت صادق عليه‌السلام رسيده است)1 . از جانب ملكوت به پيغمبر گفتند: فردا اولين چيزي كه ديدي آن را بخور، دومين چيزي كه ديدي دفنش كن‌ و رويش خاك بريز، سومين چيزي را كه ديدي نگه‌ دار، چهارمين چيزي كه ديدي مأيوس و محرومش نكن، از پنجمين چيزي كه ديدي فرار كن.

گفت: چشم. فردا كه شد، عالم ملكوت برايش آشكار شد. اولي  چيزي كه ديد كوه عظيمي بود كه جلويش پيدا شد. با خود گفت به من گفته‌اند هر چه ديدي بخور، خداي اين كوه گفته است، من چه كار كنم؟ خودش را قانع كرد. گفت به من دستور داده‌اند بخور، پس مي‌شود خورد، بروم نزديك، اگر نمي‌شد بخورم نمي‌گفتند. حركت كرد آمد به طرف كوه، ديد هر قدمي كه برمي‌دارد، كوه كوچك مي‌شود، هر چه او نزديك‌تر مي‌شود، كوه كوچك‌تر مي‌شود تا به اندازه لقمه‌اي شد، در دهنش گذاشت، ديد از حلوا شيرين‌تر است. نخست كوه و سنگي محكم بود، سپس لقمه‌اي اين‌طور شيرين و لذت‌بخش گرديد. لذت ملكوتي غير از لذت مادي است صدها برابر است.

دوباره حركت كرد. به او دستور داده‌ بودند دومين چيزي كه ديدي آن را نهان كن، همانطوري كه مي‌رفت طشت طلايي ديد، فوراً طشت طلا را كرد زير خاك. پشت كه كرد صداي زمين‌لرزه آمد، خاك‌ها عقب رفت و طشت طلا آشكار شد. با خود گفت به من مربوط نيست، به من گفته‌اند خاكش كن، من هم خاكش كردم.

سومين چيزي كه ديد كبوتري بود كه بازي دنبال او بود. كبوتر آمد پناهنده شد به پيغمبر. به او گفته بودند سومين چيز را نگه دار. فوراً  آن را در آستين لباسش آرام نگه داشت. چهارمين چيزي كه آمد باز شكاري بود. گفت به من گفته‌اند محرومش نكن. يك تكه گوشت به او داد.

پنجمين چيزي كه تا مي‌ديد بايد فرار مي‌كرد، لاشه مرداري بود كه بوي گندش بلند بود (مردارها مختلف است، آنكه بوي گندش از همه بيشتر است مردار آدمي است. بوي مردار انسان زياد اذيت مي‌كند. لذا واجب شده بدن را دفن كنند و به اندازه‌اي پايين ببرند كه بويش بالا نيايد و زنده‌ها را ناراحت و اذيت نكند.) تا ديد لاشه‌ مردار است، پا به فرار گذاشت. اما بعد از مرگ نمي‌توان فرار كرد. قرآن مي‌فرمايد: آرزو مي‌كني دور باشي ولي نمي‌شود. هر جا بروي لاشه همراهت هست.2

پس از اينكه پنج منظره ملكوتي را مشاهده كرد، حكمتش را پرسيد.

اول: خشم

به او فهماندندكه كوه نمودار خشم است. آدمي وقتي در خشم مي‌رود، اگر بخواهد جلوي خودش را بگيرد خيلي برايش سخت‌ است؛ مثل اينكه مي‌گويند اين كوه را بخور. ولي اگر آدمي خشمش را فرو ببرد، با اينكه سخت است، اما به خاطر رضاي خدا جلوي خودش را بگيرد، كارش مي‌رسد به جايي كه خودش از سكوتش لذت مي‌برد. مي‌گويد خوب شد هيچ نگفتم، كسي را نزدم. گاه مي‌شود آدمي -پناه به خدا!- در حال خشم لباس خودش را پاره مي‌كند. در حال خشم گاهي رعشه مي‌گيرد، شوك به او دست مي‌دهد، سكته ناقص يا كامل مي‌كند، فلج مي‌شود كه ديگر بعد هم علاج نمي‌شود. ولي اگر خودش را كنترل كرد، مثل اين است كه لقمه گوارايي مي‌خورد.

دوم: عمل خالص

مسلمان! اگر كاري براي خدا كردي، آن را نهان كن، نگو. بعضي‌ها بلند مي‌گويند: الحمدلله كار خيري پيش آمد انجام داديم! گاهي خودت را گول ميزني، مي‌گويي من مي‌گويم تا ديگري تشويق بشود. شوخي مي‌كني، مي‌خواهي خودت را جلوه بدهي لذا اينجور مي‌كني. تو آن را نهان كن، خدا آشكارش مي‌كند. خدا وا مي‌دارد برايت بگويند، مدحت هم بكنند بهتر از آنچه كه خودت مي‌خواستي.

سوم: نصيحت

كبوتري كه به تو گفتيم بگيرش نصيحت است. اگر كسي به شما نصيحت كرد، نگو تو كيستي كه به من نصيحت مي‌كني. از هر كه باشد، كوچك‌تر و ضعيف‌تر از تو باشد، گناهكار‌تر از تو باشد، نصيحت را گوش بگير؛ از دهن هر كس كه باشد.

چهارم: سائل

چهارمي را كه گفتيم محرومش نكن سائل است، هر كه مي‌خواهد باشد. هر كسي چيزي از تو خواست، هر چه كه باشد محرومش نكن.

پنجم: غيبت

از چيز پنجمي كه گفتيم فرار كن غيبت است. غيبت لاشه مردار است. تا خواستند در مجلسي غيبت‌ كسي را بكنند فرار كن، گوش نگير. اگر گوش گرفتي بر تو واجب است رد كردن غيبت، جواب‌ دادن، اصلاح كردن، مانع شدن. غيبت‌كننده را بايد به توبه واداري. پس چه بهتر پيش از آنكه گرفتار شوي فرار كني.3 هر عملي كه آدمي در دنيا مي‌كند ملكوتي دارد. اين غيبت هم ملكوتش لاشخوري است كه بعد از مرگ براي همه آشكار مي‌شود.

1-    مستدرك الوسائل.

2-    تود لو أن بينهم و بينها أمداً بعيداً؛ آرزو مي‌كند كه بين او و گناهش به مسافتي طولاني جدايي بود. سوره 3‌، آيه 30

3-    لئالي الاخبار، صفحه 184

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم آبان 1389ساعت 3:50 PM  توسط کورنا  | 

در حالی‌که روز هفتم آبان روز جهانی “کورش بزرگ” نام گرفته بود، دیدار از منشور حقوق بشر کورش در موزه ملی ایران – به‌دلیل اعلام تعطیلی آن از سوی دولت- امکان‌پذیر نخواهد بود.

 

آفتاب: در حالی‌که روز هفتم آبان روز جهانی “کورش بزرگ” نام گرفته بود، دیدار از منشور حقوق بشر کورش در موزه ملی ایران – به‌دلیل اعلام تعطیلی آن از سوی دولت- امکان‌پذیر نخواهد بود.

به گزارش روابط عمومی موزه ملی ایران، این موزه روزهای ششم و هفتم آبان تعطیل می‌باشد و موزه در طول این دو روز پذیرای بازدیدکنندگان منشور کوروش نخواهد بود.

آزاده اردکانی، رییس کل موزه ملی ایران، دلیل این تعطیلی نابهنگام را “به‌روز رسانی سیستم امنیتی و تجهیزات دوربین‌های مداربسته و تاسیسات برق موزه ملی” اعلام نموده و گفته است با توجه به بروزرسانی و تجهیز دوباره این تاسیسات فنی، موزه ملی ایران در طول دو روز پذیرای بازدیدکنندگان موزه و نمایشگاه منشور کوروش نخواهد بود.

این مقام مسئول ادامه داد: پیش از برگزاری نمایشگاه منشور کوروش در فصل پاییز، ساعت بازدید از موزه ملی ایران از ٩ صبح تا ١٨ عصر امکان‌پذیر بود، اما به بنا به شرایط خاص موزه و برقراری این نمایشگاه، ساعت بازدید از ساعت ٩صبح تا ٢١ شب است.

منبع خبر: آفتاب

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم آبان 1389ساعت 11:45 AM  توسط کورنا  | 

هر زمان که در مورد دختران و یا زنان و در کل جنس مونث موضوعی مطرح می شود مسلما نمی توان موارد استثنا را نادیده گرفت اما در اکثر مواقع طبق آمارهای بدست آمده اکثر دختران در سنین 19 تا 23 سال دارای حس تنوع پیری بالایی هستند و علت این تنوع پیذیری هم عدم شناخت خود و اهداف خود میباشد یعنی دقیقا نمی دانند که به دنبال چه کسی هستند به همینطور اکثرا تمایل دارند روابط مختلفی را با افراد گوناگون تجربه کنند و قادر نخواهند بود از بین این افراد شخصی را انتخاب کنند حال انکه اکثر امار طلاقها برای این رده سنی اتفاق می افتد به نوعی میتوان گفت تنوع پذیری دختران و زنان با عدم شناخت خود و معیارهای خود نسبت مستقیم دارد. چرا که میل تنوع پذیری انها را از معیار اصلی خود دور می سازد چون قصد داریم بیشتر به تنوع پذیری مردان بپردازیم ، در مورد جنس مونث به همین چند خط بسنده کرده و به تنوع پذیری در مورد جنس مذکر می پردازیم........

 تنوع پذیری در جنس مذکر جنس مذکر به پیچیدگی جنس مونث نیست و اکثر رفتارهای جنس مذکر برون ریز است و نیاز به کنجکاوی ندارد سوالی که مطرح است آیا مردان تنوع پذیر تر از زنان هستند ؟ پاسخ خیر مردان تنوع پذیر تر از زنان نیستند بلکه اکثر رویدادهای زندگی واکثر رفتارها و برخوردارها برای مردان زودتر به عادت تبدیل می شود و اینگونه می توان نتیجه گرفت که مردان زودتر خسته می شوند مسلم بدونید یک مرد هرچقدر هم که دارای همسری زیبا ، خوش اندام و دلربا باشد بعد از چند ماهی زندگی یا یکی دوسال زندگی این زن برای مرد خود عادی می شود و از نظر ظاهری تازگی قبل را نخواهد داشت پس این مطلب قابل توجه خانمهایی که ادعای زیبایی می کنند و میگویند که شوهرشان به آنها خیانت کرده است بعد از مدتی مردان از نظر ظاهر شما اشباع می شوند ، اخلاق و رفتار یک زن باید به گونه ای باشد که در همه حال برای همسر خود تازگی داشته باشد و فقط ظاهر خوب زن برای یک مرد کافی نیست. به همین منظور توصیه می شود همه عشق و علاقه و موهبت خود را به یکباره در چند روز یا چند ماه ابتدای زندگی رو نکنید همیشه مثال اهسته و پیوسته را به خاطر داشته باشید ، مردان تغییرات جزئی را دیر به چشم می بینند مثلا شما اگر جای یک گلدان را در منزل تغییر دهید شاید بعد از یک هفته شوهرتان متوجه این تغییر شود اما اگر رنگ لباس و یا حتی نوع پوششتان را تغییر دهید خیلی زود متوجه تغییر می شوند هر چند شاید اگر عطری که استفاده می کنید را تغییر دهید باز متوجه نشوند پس اگر قصد تغییر یا تحولی دارید بهتر است تلاش خود را در جهت تغییر بزرگی انجام دهید. از نظر رفتاری جنس مردان به گونه ایست که ریاست طلب هستند و تمایل دارند هیچ موضوعی از انها پنهان نباشد و ترجیح می دهند همسرشان بدون هماهنگی انها کاری را انجام ندهند. اگر هر روز موقع استقبال از شوهرتان از یک جمله تکراری استفاده میکنید آنرا تغییر دهید . اگر رفتاری از سوی شوهرتان شما را خوشحال می کند نوع ابراز خوشحالی خود را تغییر دهید هر چند تغییر کوتاه ، کنار امدن با آشفتگی و خستگی مردان یکی از رموز موفقیت برای جلوگیری از تنوع پذیر بودن آنهاست به عنوان مثال اگر خواسته ای دارید یا می خواهید موضوع مهمی را مطرح کنید از گفتن حرفهای حاشیه ای بپرهیزید چرا که مردان از اینگونه حرفها زود خسته و عصبی می شوند . از نظر روابط جنسی کلا مردان همسری مطیع را خواهان میباشند رفتارهای جنسی خود را تغییر دهید سعی کنید در روابط جنسی تغییر ایجاد کنید به عنوان مثال زمان انجام رابطه مکان انجام آن پوزیشنهای آن حرفهایی که ردو بدل می شود رابطه جنسی کلیشه ای چند دقیقه ای آنچنان تاثیر مثبتی بهمراه ندارد سعی نکنید در رابطه جنسی مثل یک ماشین باشید یعنی فقط ابزاری بریا ارضای جنسی باشید بلکه از نظر روحی هم باید شوهر خود را ارضاء کنید البته این مسئاه نیز متقابله . اگر با شوهرتان مشکلی دارید آنرا مطرح کنید تا زودتر حل شود یک زن افسرده حال و غمگین باعث می شود تا شوهر آن زن دیرتر به منزل برود در عوض یک زن شاد و خوشرو و خوش برخورد باعث می شود تا شوهرش برای رفتن به منزل لحظه شماری کند کلا در خانه محیطی جذب کننده برای همسر خود فراهم آورید تا مردان هیچ کجا به جز منزل و در کنار شما احساس آرامش نکنند . مردان از زنان نغ نغی بیزارند ، مردان عاشق احترام هستند در بیرون از منزل جلوی دیگران با شوهر خود با احترام سخن بگویید البته این مسئله متقابل میباشد . از گیر دادن های بیخودی پرهیز کنید . ظاهری خوب برای همسر خود داشته باشید یعنی در منزل آرایش کنید موهای آشفته و پریشان خود را آراسته سازید مدل موی خود را تغییر دهید و از او بپرسید از چه مدل مویی یا چه طرز آرایشی خوشحال تر میشه هر چند وقتی آنها را مشت و مال دهید فراموش نکنید اگر زنی تمام این کارهای را برای شوهر خود انجام دهد به نوعی برای خودش این کارها را انجام داده است چراکه اگر مردی چنین همسری داشته باشد از هیچ تلاشی برای خوشبختی وی کوتاهی نخواهد کرد . طوری با شوهر خود برخورد نکنید که انگار وی وسیله ای برای تولید اسکناس برای شما میباشد سعی کنید باری از دوش وی بردارید نه اینکه خود مشکلی بر روی مشکلاتش باشید توجه داشته باشید این شمایید که باعث می شید شوهر شما سراغ روابط نا مشروع نرود یا به فکر همسری دیگر نباشد که پاسخگوی آندسته از نیازهایی باشد که شما نتوانسته اید آنها را تامین کنید. به نوعی در یک کلام متفاوت باشید شوهر خود را غافلگیر کنید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم آبان 1389ساعت 11:42 AM  توسط کورنا  | 

وقتی کسی میگه جواهرات سلطنتی همه فکرشون میره سمت انگلستان! اما بهتر بدونین ایرانیان از دوران باستان مهر

و جواهرات سلطنتی رو در تمام دوران تاریخی داشته اند.در زیر تعدادی از آنها که به  دوران ما نزدیک تر هستند را توضیح میدهیم.

ج کیانی تاج مخصوص سلاطین قاجار است که به دستور فتحعلی شاه ساخته شد و مورد استفاده سلاطین بعدی از نسل وی قرار گرفت.

با انقراض ساسانیان، شاهان ایران دیگر هیچگاه از تاج به این شکل استفاده ننموده بودند و طی آن دوران تاج بصورت جقه بوده است. عناصر به کار رفته

در این تاج الماس، زمرد، یاقوت و مروارید می‌باشد.

*******************************************************

تاج پهلوی

 

رضاشاه پس از رسیدن به سلطنت، حاضر نشد که از تاج کیانی (که مخصوص شاهان قاجار بود) برای تاجگذاری استفاده کند. لذا دستور

ساخت این تاج را داد. این تاج توسط گروهی از جواهرسازان ایرانی زیر نظر سراج‌الدین جواهری (اصلاً اهل قفقاز) در سال ۱۳۰۴ خورشیدی ساخته شده‌است.

بدنهٔ این تاج از طلا و نقره مرصع ساخته شده و در چهار طرف دارای گنگره پله پله به سبک شاهان ساسانی است. در ساخت این تاج ۳۳۸۰

قطعه الماس جمعاً به وزن ۱۱۴۴ قیراط، ۵ قطعه زمرد جمعاً به وزن ۱۹۹ قیراط و ۲ آنه، ۲ قطعه یاقوت کبود به وزن ۱۹ قیراط و ۳۶۸ حبه مروارید استفاده شده‌است.

وزن تاج با احتساب کلاه مخمل داخلی حدود دو کیلو و هشتاد گرم است.

*******************************************************

جقه نادری

جقه نادری، آراسته به الماس و زمرد، که در وسط آن یک تخمه زمرد دامله درشت خوشرنگ نصب شده است. در زیر جقه، سه آویز زمرد خوشرنگ امرودی آویخته شده است.

قسمت بالای جقه، هفت شقه است و در دو طرف شقه‌ها نیز دو ریسه و برگ و گل الماس نشان ساخته اند و از نوک شقه‌های جقه، دو آویز زمرد بسیار اعلای سعیدی امرودی آویخته شده است.

در بالای تخمه وسط، هلال الماس نشان و در پایین، در دو سو، شبیه درفش، طبل، لوله توپ و سرنیزه روی زه زین نصب شده است. پارچه درفش به سه ردیف یاقوت، الماس و

زمرد کمرنگ تقسیم شده است. تمام جقه، آراسته به الماس های فلامک خوش آب و درشت و ریز است. رضاخان پهلوی، از جقه مزبور گاهی استفاده می‌کرد.

وزن جقه ۳۳ مثقال و ۱۶ نخود است. ( ساخت ایران، سده ۱۲ ﻫ. ق. )

*******************************************************

تخت نادری

*******************************************************

کمربند زرین

 

یک قطعه زمرد منحصر بفرد به وزن حدود یکصد و هفتاد و شش قیراط که با شصت قطعه الماس برلیان و ۱۴۵ قطعه الماس فلامک تزئین شده است،

اساس این کمربند را تشکیل داده است. طول بند زربافت آن ۱۱۹ سانتیمتر بوده و به دستور ناصرالدین شاه ساخته شده است.

*******************************************************

کره جواهرنشان

پنجاه و یکهزار و سیصد و شصت و شش قطعه جواهر نصب شده بر روی یک کره سی و چهار کیلوگرمی به قطر ۶۶ سانتیمتر از طلای ناب.

این کره در سال ۱۲۹۱ خورشیدی به دستور ناصرالدین شاه ساخته شده‌است. اقیانوس‌ها و دریاها زمردنشان و آسیا مرصع به یاقوت و لعل‌،

ایران مرصع به الماس، اروپا مرصع به یاقوت، آفریقا مرصع به یاقوت سرخ و کبود و آمریکای شمالی و جنوبی، استرالیا مرصع به

یاقوت و لعل است و خط استوا به وسیله الماس نشان داده شده و دو حلقه زرین ساده که در روی آن‌ها گل‌های الماس نشان نصب شده‌،

به طور متقاطع کره را در میان گرفته است‌. بر روی کره القاب ناصرالدین شاه منبت و الماس نشان شده است‌. در این کره‌، کوه دماوند

با یاقوت درشتی مشخص و شهر تهران با یاقوت معروفی به نام اورنگ‌زیب نمایان است‌. این کره در حال حاضر در موزه جواهرات ملی ایران قرار دارد.

*******************************************************

دریای نور

دریای نور، زوج الماس معروف کوه نور است و هر دو از قدیمی ترین جواهرات شناخته شده جهان می‌باشند. این الماس صورتی رنگ،

یکی از بزرگترین الماسهای شناخته شده جهان است.

تاریخچه این الماس به اساطیر و افسانه‌ها می‌رسد. نقل است که بر دسته شمشیر افراسیاب نصب بوده و رستم آنرا در جنگ با تورانیان تصاحب نموده است.

در حمله امیر تیمور به ‌غارت رفت و به دست محمدشاه هند رسید. این الماس به همراه زوج دیگرش کوه نور (که اکنون روی تاج ملکه انگلستان نصب شده‌است)

توسط نادر شاه افشار در جنگ با هند به دست آمده و در سال ۱۷۳۹ میلادی به ایران آورده شدند. ظاهرا محمدشاه به هنگام تسلیم به نادر آنرا در عمامه خود

مخفی نموده که توسط سربازان یافته می‌شود.

دریای نور پس از قتل نادر به نوه او شاهرخ‌میرزا (آخرین پادشاه افشار) رسید و سپس به دست امیر علم خان خزیمه و بعد به محمد حسن خان قاجار و

بعد به لطفعلی‌خان زند و سر انجام به دست آغا محمدخان قاجار افتاد. ناصرالدین شاه (با استدلالاتی که منطقی می‌نماید) معتقد بود که این جواهر یکی

از گوهر‌های تاج کورش کبیر بوده‌است. او برای تولیت این گوهر قیمتی منصبی مخصوص قرار داده بود.
این جواهر در زمان محمدعلی شاه و هنگام شکست وی از مشروطه خواهان به سفارت روسیه برده شد که خوشبختانه به همت مشروطه خواهان

بازپس داده شد و هم اکنون در موزه بانک مرکزی واقع در خیابان فردوسی تهران قرار دارد.

دریای نور تا زمان ناصرالدین شاه در وسط یکی از بازوبندهای سلطنتی نصب می‌شد، ولی در زمان او که استفاده از بازوبند منسوخ شد،

آن را به صورت پیش کلاه درآوردند و در قابی زرین با شیر و خورشید و تاج مرصع به ۴۵۷ قطعه برلیان ریز و عالی و چهار قطعه یاقوت قرار دادند.

این الماس برلیان از دو سو تراش خورده و به شکل هرم مثلث‌القاعده‌ای است که قاعده آن چهار سانتی‌متر درازا و سه سانتی‌متر پهنا دارد و دو سوی

دیگر حدود دو سانتی‌متر است‌. همه سطوح دریای نور صاف و یک نواخت است‌، جز یک سمت آن که فتحعلی‌ شاه با کندن عبارت <سلطان صاحب‌قران

فتحعلی‌شاه قاجار ۱۲۴۴>، از ارزش آن کاسته است

دریای نور که درشت‌ترین و زیباترین الماس برلیان در میان گوهرهای سلطنتی ایران و یکی از گوهرهای معروف جهان است‌. گفته می‌شود این الماس

هزار سال پیش کشف و استخراج شده است‌. وزن آن اکنون هفت مثقال و ۲۰ نخود، یعنی در حدود ۱۸۲ قیراط وصورتی است ولی پیش از تراش

زیادتر از این بوده‌است.رنگ این الماس یکی از استثنایی ترین وکمیابترین رنگها میان الماسهای برلیان شناخته شده جهان است.

*******************************************************

تاج فرح پهلوی

*******************************************************

نیمتاج فرح پهلوی

*******************************************************

گردنبند فرح

*******************************************************

نیمتاج فاطمه پهلوی

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم آبان 1389ساعت 11:40 AM  توسط کورنا  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم آبان 1389ساعت 11:30 AM  توسط کورنا  | 

ديگر خيلي ها در ايران اميد كردستاني را مي شناسند. واقعا نوشتن خلاصه بيوگرافي او كار تكراري شده است. اما مي خواهم اينبار، به گونه اي جديد او را معرفي كنم. پس با خودم گفتم “مقاله اي بنويس تا زماني كه خودش هم مي خواند از آن لذت ببرد!”.

مقاله هاي بسياري در مورد اميد كردستاني نوشته اند و خوانده ايم. مقالاتي كه اكثرا از اين طرف و آن طرف، تكراري منتشر شده اند. اما من فكر مي كنم اميد كردستاني را مي بايست به گونه اي ديگر تعريف كرد.
 اميد كردستاني متولد ۱۳۴۲ در شهر تهران است. او در سن چهارده سالگي، چند سال پس از فوت پدر به آمريكا مهاجرت مي كند و تا به امروز در آمريكا سكونت داشته است. همسر وي، خانم بيتا دريابري موسس بنياد Unique Zan Foundationو يكي از فعالان زن در زمينه هاي اجتماعي و زنان ست.

اميد در همان آغازين لحظه هاي پيوستن به گوگل، شركتي را از درآمد هيچ به سه ميليارد دلار گردش مالي مي رساند و انصافا، گوگل شهرت، اعتبار و حيات كنوني خود را مديون وي ست. و شايد از همين روست كه او را امپراطور گوگل مي دانند.اميد كردستاني

شايد اينها اطلاعاتي بود كه همگي از اميد كردستاني داشتند اما به راستي اميد كردستاني كيست؟ بعيد مي دانم مردي كه هرگز اهل خودنمايي رسانه اي نبوده است حالا از ديدن چنين مقاله اي خوشحال شود. پس به راستي او كيست؟

او يكي از كودكان تهران است. كودكاني كه ديروز، امروز و آينده هم بسيار از آنان خواهيم ديد اما تنها يك نفر از آنها اميد كردستاني ست.

بايد قبول كرد كه مهاجرت اميد به آمريكا باعث شد تا سريعتر به اهدافش برسد اما همانطور كه گفتم تنها باعث شد تا سريعتر به آنها برسد و اين، نه تك عامل موفقيت او ست!

اميد، مردي ست از جماعت عملگرا. مردي از دسته انسان هاي موفق جهان. مردي كه نه متعلق صرف به ايران است و نه به آمريكا. اميد و اميدها را هر كجا كه باشند براي خود سرزميني مي سازند. اميد كردستاني، مردي ست انعطاف پذير و از خود گذشته. از خود گذشته در قبال خويشتن. مردي كه قدرت هاي عظيم وجودي خود را شناخته است و سخن، كم و گزيده مي گويد و بيشتر عاشق عمل كردن است.

اميد كردستاني نمونه بارزي از مردمي ست كه به شخصيت خود احترام مي گذارند، نمونه اي آشكار از انسانهايي كه به خود سخت مي گيرند تا دنيا به آنها آسان شود. نمونه اي از انسان هاي كوشا كه تداوم آرامش را در تلاش مي دانند.

اميد كردستاني از همين ايران خودمان است. از شهر تهران. پايتخت كشور خودمان!

اي كاش به خودمان بيائيم و به جاي جنگ و جدل هاي بيهوده كه اگر ذهن ايراني نداشت موفق نمي شد و او در آمريكا موفق شد و يا هر چيز ديگري، كمي به خودمان فكر كنيم. به اين فكر كنيم كه چكارهايي ست كه مي بايست انجام دهيم تا فردا در مورد ما نيز اينگونه بنويسند.

بببينم چكار هايي ست كه مي بايست بيشتر انجام دهيم، كدام كارها را كمتر بپردازيم، كدام كارها را امروز شروع كنيم و كداماميد كردستانيكارهاست كه هرگز نبايد انجام دهيم تا چاپ عكس ما به روي جلد مجلات بشود عامل فروش بيشتر، تا پخش مصاحبه با ما بشود عامل ترافيك تلويزيوني و زندگينامه ارزشمند ما بشود خوراك هر وبلاگ و وب سايتي در سراسر دنيا!

به راستي چه كار هايي ست كه مي بايست انجام دهيم تا اگر روزي با كسي، فنجاني قهوه خورديم از اين هم نشيني با ما احساس غرور و افتخار كند؟! آيا رمزي جز خواست، برنامه ريزي، ايمان، تمركز، شهامت، استقامت و سخاوت مي خواهد تا به يك شخصيت مشهور، محبوب و موثر تبديل شويم؟!

مي گويند اميد زماني كه مي خواهد كسي را استخدام كند از او airport test مي گيرد. منظورش اين است كهاگر من و اين شخص در يك فرودگاه مجبور به توقف چند ساعته بشويم من دوست دارم كه هم از اين چند ساعت عمرم لذت ببرم و هم صحبتهاي روشنفكرانه و خوبي با هم داشته باشيم . از خودم مي پرسم كه آيا اين آدم داراي يك چنين خصوصياتي هست يا نه؟

به راستي اگر روزي در يكي از فرودگاه ها در كنار دست اميد يا اميد هايي ديگر نشستيم چه مي توانيم به آنها بياموزيم؟ بيائيد با خود عهد كنيم، اراده اي كنيم و آنچنان به تحصيل دنيا بپردازيم كه اميد و اميد ها صادقانه بگويند: هي رفيق! من واقعا كم آوردم!؟ نويسنده: توماج فريدوني

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم آبان 1389ساعت 6:45 PM  توسط کورنا  | 

 رندي گيج (Randy Gage) ، در خانواده اي ديده به جهان گشود كه مادري تنها و بدون همسر، با درآمدي بسيار ناچيز، مسؤليت بزرگ كردن سه كودك  را بر عهده داشت. سالهاي كودكي رندي در فقر و فلاكت سپري شد. زماني كه او نوجواني بيش نبود ، در دام اعتياد به مواد مخدر و الكل گرفتار شدبنابراين مجبور شد هم براي مصرف خويش و هم براي كسب درآمد، به فروش مواد مخدر روي آورد اما او با اين درآمد نيز نمي توانست مخارج خود را تأمين كند...
 پس به سمت جرم و جنايت كشيده شد. او در نتيجه اعمال خلاف از دبيرستاناخراج و نهايتاً در يك سرقت مسلحانه دستگير و روانه زندان شد. زماني كه رندي در زندان به سر مي برد ، مردي بازارياب به استعدادي ذا تي و نهاني در وجود او پي برد كه تا كنون در شخص ديگري نديده بود او احساس كرد اگر رندي روش خود را در زندگي تغيير داده و در راه مثبت قدم بگذارد، مي تواند هر كاري را كه اراده كند به بهترين نحو ممكن انجام دهد و انسان موفقي شودازاين رو رندي را از اين مطلب آگاه كرد كه توانايي انجام كارهاي بسيار عظيمي را دارد. اين سخن تأثير بسيار زيادي بر ذهن رندي گذاشت و او را دگرگون ساخت. او شهامت و جرأتي مضاعف يافت و تصميم گرفت زندگي خود را از نو بسازد. زماني كه از زندان آزاد شد، دنيا در نظرش تغيير كرده بود. او تصميمش را گرفت تا آينده اي موفق براي خود بسازد. پس شروع به تلاش كرد: از كارگري به عنوان ظرفشوي يك شيريني پزي آغاز كرد تا اكنون كه به يك مولتي ميليونر تبديل شده است. اكنون زندگي او به اندازه اي خوب است كه اكثر مردم حتي در رؤياهايشان نيز نمي توانند تصور كنند. او يك انسان مولتي ميليونر و در عين حال بسيار خيرخواه است و خدمات بشردوستانه بسيار زيادي در سراسر جهان انجام مي دهد. او در زندگي به تمام آرزوهايش دست يافته و اكنون تنها يك آرزو بيشتر ندارد: رموزي را كه درباره موفقيت مي داند، با مردم جهان در ميان بگذارد. رندي تصوير سلامتي است. او در ۴۷ سالگي در بهترين وضعيت جسماني قرار دارد. گويي كه يك جوان ۲۵ ساله است. او سوار ماشين رؤيايي اش مي شود، در خانه رؤيايي اش زندگي مي كند، دو كمد بسيار بزرگ انباشته ازلباسهاي گران قيمت طراحي شده توسط بزرگ ترين و مشهورترين طراحانايتاليايي و فرانسوي دارد و … . مردم به او لقب” ناپلئون هيل عصر جديد” داده اند – البته ناپلئون هيل هيچگاه نتوانست به درجه اي از موفقيت كه رندي به آن رسيده است، دست يابد ( نقل از ” فورد سائكس” ) – رندي مؤلف پر فروش ترين كتاب هاي جهان نظير: ۳۷راز موفقيت، توانگري را بر خود پذيرا باشيد، موفقيت ذهن، ۷ قانون معنوي موفقيت و ۱۰۱ كليد براي موفقيت شما، است كه به زبانهاي : آلماني، اسپانيولي، روسي، چيني، هلندي، نروژي، پرتغالي، كره اي، چك، اندونزيايي، هندي ، اسلواكي ، مقدوني و كرواتي ترجمه شده و جزو پرفروش ترين كتاب هاي سال در كشورهاي مختلف بوده است. اما بايد توجه داشته باشيد كه رندي در يك چشم بر هم زدن، به موفقيت در زندگي دست نيافته است .موفقيت او نتيجه سال ها كار و تلاش سخت و مداوم است. او توانست بر ذهن نيمه هشيار خود تسلط يابد؛  نقص هاي كار و نداشتن برنامه ريزي در زندگي را در خود كشف كرده و اين موانع را از ميان بردارد. براي مدت بيش از ۱۵  سال است كه رندي به مردم كمك مي كند تا محدوديت باورها و عقايد خود را از بين برده و آنها را تبديل به باورهايي عميق و قدرتمند كنند تا به آرزوهاي خود دست يابند .تجربيات سازنده رندي در مورد غلبه بر فقر ، ترس و عدم اعتماد به نفس به شما كمك مي كند تا قد رت حقيقي ذهن خود را در جذب و نگهداري موفقيت در زندگي تان درك كرده و آن را آشكار سازيد .داستان زندگي رندي -  داستان ترقي از سلول زندان در نوجواني تا تبديل شدن به يك مولتي ميليونر خود ساخته -  الهام بخش زندگي ميليون ها  انسان در سراسر جهان است

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم آبان 1389ساعت 6:41 PM  توسط کورنا  | 

عضوكمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی گفت : با پذیرفتن خط فقر 850 هزار تومانی در استان تهران 70 تا 80 درصد مردم پایتخت زیرخط فقر قرار خواهند گرفت.
به گزارش شبکه خبر ، چندی پیش حسین راغفر ، تدوینگر نقشه فقر كشور ، برای استان تهران فقر را درآمد ماهانه كمتر از 850 هزار تومان اعلا م و عنوان كرده بود كه این مبلغ كمتر از میزان واقعی خط فقر محاسبه شده است و با توجه به نرخ تورم ، تعداد فرزند دانشجو و دانش آموز و اجاره ای بودن مسکن در سال جاری خط فقرخیلی بیشتر از 850 هزار تومان برای خانوار 5 نفره خواهد بود. 

سیدجواد زمانی ، عضوكمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلا می درگفتگو با مهر درباره تعیین خط فقر در تهران گفت : تعیین خط فقر در استان های مختلف متفاوت است و باید بر اساس شرایط هر شهری خط فقر را مشخص كرد. 

عضوكمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلا می در ادامه افزود: خط فقر در استانی مانند تهران كه مشكلا ت اقتصادی و هزینه های زندگی مردم بیش از دیگر شهرهای كشور است بسیار بالا تر خواهد بود و باید وزارت رفاه به عنوان یكی از سازمان های مرتبط نسبت به تعیین و اعلا م خط فقر واقعی اقدام كند. 

زمانی با اشاره به اینكه باید مشخص شودكه خط فقر 850 هزار تومانی در استان تهران بر چه اساسی تعیین شده است گفت : البته من هم قبول دارم كه هزینه های زندگی دراستان تهران هنگفت است به همین دلیل ، این مبلغ برای خط فقر می تواند درست باشد که در این صورت 70 تا 80 درصد مردم تهران زیرخط فقر قرار خواهند گرفت . 

زمانی تاكیدكرد: موضوع تعیین خط فقر را در كمیسیون اجتماعی مطرح خواهیم كرد تا وزیر رفاه هرچه زودترنسبت به اعلا م خط فقر اقدام كند. 

كارشناسان اجتماعی معتقدند كه خط فقر مطلق عدم تامین حداقل نیازهای تغذیه ای بهداشتی آموزشی مسكن و حمل ونقل یك خانواده است كه حداقل غذای مورد نیاز یك خانوار ایرانی دو هزاركالری در روزاست و این رقم مبنای محاسبه خط فقردر نظرگرفته شده است . 

كارشناسان همچنین معتقدند در نظرگرفتن خط فقر برمبنای درآمد یك دلا ردر روز مبنای علمی ندارد و به همین دلیل وزارت رفاه نباید بر اساس این مبلغ خط فقر را تعیین كند و باید در ایران خط فقر بر اساس درآمد روزانه حداقل 3 دلار در نظرگرفته شود. 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم آبان 1389ساعت 6:33 PM  توسط کورنا  | 

ناگفته‌هايي از فقر و فحشا در سبزوار
گفتگو با يك مقام مسئول در اورژانس اجتماعي

گفتگو با یکی از اعضای مرکز اورژانس اجتماعی سبزوار چند ماه قبل انجام شد که بنا به دلایلی تاکنون منتشر نشده بود.در این گفتگو آقای “ن.م” می کوشد تا گوشه ای از آسیب های اجتماعی سبزوار که شاید از دید مسئولان پنهان مانده باشد یا اینکه همتی برای درمان آن وجود ندارد، در معرض اطلاع مخاطبان فهیم سلام سبزوار قرار بگیرد.

این گفتگو را که به دلیل رعایت اختصار، سوالهایش حذف شده است را بخوانید.

 در مرکز اورژانس اجتماعی سبزوار گروههای هدف کودکان کار و خیابانی، همسران آزار دیده، کودکان آزار دیده است که تاکنون بیشترین جامعه هدف ما را همین موارد کودک آزاری تشکیل داده است.همچنین زوجین در معرض طلاق و مشکلات حاد خانوادگی نیز از جمله گروههای هدف پر مخاطب ما در اورژانس اجتماعی سبزوار است.

ما در همین حوزه هایی که عرض کردم حداقل روزانه ۲ تا سه مورد مشاوره داریم.از دیگر گروههای هدف باید به فرار از منزل و دختران فراری هم اشاره کنم که یا خودشان بصورت “خود معرف” به مرکز مراجعه می کنند یا اینکه توسط تیم سیارمان شناسایی می شوند. و در نهایت توسط کلانتری ها و پلیس ۱۱۰ به مرکز تحویل داده می شوند.

 از دیگر گروههای هدف اورژانس اجتماعی، افراد دارای اختلال هویتی و جنسی( دوجنسه ها) است که خوشبختانه یا متاسفانه باید بگویم هنوز موردی در سطح شهرستان سبزوار شناسایی نشده است.حال یا حاضر به معرفی نیستند یا اینکه این مسئله برایشان آشکار نیست و در گمنامی به سر می برند.که صد در صد هم همینطور است اما ما امیدواریم که اصلا وجود نداشته باشد.

 آسیب در سبزوار واقعا زیاد است.من به هیچ عنوان فکر نمی کردم که تا این حد باشد اما با حضور در اورژانس این واقعیت تلخ برایم آشکار شده است.مثلا چند روز قبل پسری را همکارانم در گشت اورژانس آورده بودند، که از وضعیت نابهنجار اجتماعی برخورد ار بود.از سویی مادرش به این پسر تریاک می خورانده است.این پسر ۷-۸ ساله هم برای تامین مخارج زندگی و هم تامین مواد خود و خانواده اش دست به تکدی گری میزد.

 دامنه فحشا گسترده است

 فحشا نیز از دیگر حوزه های زیر نظر ما در حوزه آسیب های اجتماعی است.که این دو قسمت است.یا اینکه زنی مورد تجاوز قرار گرفته که این به لحاظ آسیب دیده بودن مورد حمایت جدی ما قرار می گیرد.قسمت دیگر مسئله روسپیگری است که واقعا اگر ما بخواهیم در سبزوار در این حوزه ورود کنیم، دامنه اش بسیار بسیار گسترده خواهد بود.

به خاطر همین اقدام ما در برابر روسپی ها محدود است.حالا اگر فرار کرده باشند و یا اینکه دستگیر شده باشند این افراد به مرکز منتقل می شوند و تا ۲ دوره بیست روزه در قرنطینه ما نگهداری می شوند.ممکن است برخی که به این قرنطینه می آیند اعتیاد داشته باشند که اصولا ما با مرکز کلینیک دولتی تماس می گیریم تا مشکل اعتیادشان از طریقی دیگر حل شود.

 متاسفانه در سبزوار و فکر کنم اکثر شهرها روسپیگری به عنوان یک حرفه شناخته می شود.تاجایی که باید بگویم در سبزوار باندهای زیادی در این خصوص وجود دارد و در گروههای سازماندهی شده ای به کار خود مشغول هستند.در اینگونه موارد علی رغم اطلاع ما و همکارانمان به دلیل اینکه مجوز قانونی نداریم باید منتظر بمانیم تا از طریق کلانتری و حکم مرجع قضایی برخورد با این افراد و معرفی شان به مرکز صورت بگیرد.

متاسفانه تا کنون ما موارد زیادی را هم از طریق شهروندان و هم اطلاعات خودمان به ناجا نیز اعلام کرده ایم اما هیچ کدام از موارد اطلاعی ما باعث این نشده که ان زن روسپی و آسیب دیده به مرکز معرفی شود.در سبزوار وضعیت به گونه ای است که پدیده روسپیگری را در حد همان شلاق و زندان و بعد هم آزاد شدن منحصر کرده اند.

دلیل اینکه می گویم اینها به صورت باندی کار می کنند به خاطر این است که چندین مورد خودمان شناسایی کردم و می خواستیم وارد عمل شویم.مشکل دیگر این است که برای عمل در برابر این زنان منفعل هستیم.اگر اینها دستگیر و به مراکز خاص خود انتقال داده شوند حداکثر در آمدشان ۳۲ هزار تومان مستمری ماهانه است در حالیکه به گفته یکی از همین روسپی ها حداقل درآمدشان وقتی بیرون از زندان هستند روزانه ۱۰۰هزار تومان است.

خصوصا من با یکی از خانم ها نیز صحبت کردم.ایشان می گفت من با خانم های زیادی در این حوزه مرتبطم که همین ارتباط باعث شد ما باندهای زیادی را شناسایی و به مراجع انتظامی و قضایی معرفی کنیم که تا امروز متاسفانه هیچ اقدامی انجام نشده است.

دختران فراری سبزوار از روستاها هستند

بحث دیگر اعتیاد در سبزوار است  که یکی از دلایل روسپیگری زنان هم همین اعتیاد است.با وجود کلینیک های ترک اعتیادی که در سبزوار افتتاح شده اعتیاد همچنان در سبزوار بیداد می کند.دلیل عمده و غالب طلاق ها در سبزوار هم اعتیاد همسران است.

تاجایی که اکثر مشکلات حاد خانوادگی را که به مرکز گزارش می کنند وقتی پیگیری میکنیم به سرنخ اعتیاد می رسیم.

مثلا دو دختر از یکی از روستاهای سبزوار خود را به مرکز معرفی کرده اند.اینها دختران فراری هستند اما دلیل فرار خود را ضمن اعتیاد پدر و مادر، اعتیاد خودشان هم می دانند و البته معلوم نیست در ادامه برای تامین مخارج مواد خود چه کارهایی قرار بود انجام دهند.از سویی فقر این خانواده ها نیز مزید بر علت می شود و تحت کفالت بودن این دختران و پسران کم سن و سال زمینه های بروز آسیب های اجتماعی را بیشتر فراهم می کند.

باید بگویم روستاها نیز استقبال خوبی از مرکز اورژانس داشته اند.اگرچه در روستاها به نظرم مرکز ناشناخته باشد اما تاکنون چندین مورد علاوه بر آن دختران فراری داشته ایم.جالب اینکه موارد فرار از منزل، همه روستایی هستند و از شهر سبزوار کسی به ما مراجعه نکرده است.

مثلا از روستا آمده بودند و نوزادی را در شهر و جلوی یکی از امامزاده ها رها کرده بودند.جالب اینکه این نوزاد ۶ماهه اعتیاد به مواد مخدر داشت.هم نابینا بود و هم ناشنوا.

کسی همکاری نمی کند

از سوی دیگر ما برای گسترش فعالیت ها به اکثر مراکز امنیت و انتظامی همچون دادستانی، پلیس پیشگیری، آموزش و پرورش نامه نگاری کرده ایم و خواسته ایم که موارد حاد آسیسب های اجتماعی را برای درمان و یا حداقل مشاوره به مرکز معرفی کنند که متاسفانه هیچ کدام از این مراکز به درخواست ما جواب مثبت نداده اند.

اورژانس ما هم در دونوبت کار می کند.۸تا یک بعد از ظهر و در شیفت بعدی ۳ تا ۸ شب که خوشبختانه استقبال از اورژانس چه در مناطق جنوب شهر و چه در دانشگاهها خوب بوده است و اکثرا هم که نیاز به مشاوره تخصصی داشته اند به همکارانمان در بخش مشاوره معرفی می شوند.

بعضی اوقات موارد عجیبی هم برای اورژانس اتفاق می افتد.به عنوان مثال چندین مورد همکاران به این مسئله برخورد کرده اند لانه های فساد وفحشا دیگر در منازل تشکیل نمی شود و این افراد با برپایی چادرهای مسافرتی در بیابان های اطراف سبزوار به این اقدامات شنیع می پردازند.

واقعیت چیز دیگری است
در خصوص اینکه چه نتیجه و برداشتی می توان از پرونده های تشکیل شده در سبزوار گرفت باید بگویم در مشکلات حاد خانوادگی بین زوجین که عمده موارد مراجعات و تماس های ما را هم تشکیل می دهند، اکثر خانم ها از این گلایه دارند که همسرانشان با شخص دیگری در ارتباط است یا علاوه بر ارتباط نامشروع، صیغه هم در سبزوار شدت یافته است.

عمده سن زوجینی که در مسائل خانوادگی مشکلات حاد دارند بین ۳۰ تا ۴۰ سال را شامل می شود.که بنابر تحقیقات ما به نظر می رسد ۴-۵ سال بعد از ازدواج اختلافات زناشویی نیز به اوج خود می رسد.اما آمارهایی که از سال قبل داریم سن ۲۰ تا ۳۵ سال را نشان می داد و تحصیلات هم بیشتر مربوط می شد به دیپلم.

بعد از اختلافات خانوادگی، آسیب اجتماعی حاد دیگری که در سبزوار شایع است کودک آزاری است.که اکثرا مختص خانواده هایی است که یکی یا هردوی زوجین معتاد هستند.البته اقدام به خودکشی هم بوده اما خیلی کم و در حد یکی دو مورد به ما گزارش شده است.

نکته ای که باید در پایان عرض کنم اینکه همه مسائلی که از مشکلات اجتماعی در سبزوار بیان شد بر اساس آن چیزی است که ما در مرکز اورژانس اجتماعی می بینیم و گزارش می شود.شاید در برخی موارد آسیب های بزرگ، آن چیزی نباشد که ما از آمارها به آن رسیده ایم زیرا آمار بسیاری از این موارد همچون کودک آزاری، خودکشی و ضرب و شتم زوجین در حوزه نیروی انتظامی و دادگاهها و دادستانی است که متاسفانه به دلیل عدم همکاری مسئولان این نهادها، تا امروز به این آمارها دسترسی نداریم.

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم آبان 1389ساعت 6:25 PM  توسط کورنا  | 


رابطه فقر با فحشا

گاهي اوقات تحت شرايط خاصي ، يک سري از احکام اسلام لغو مي شود، مثلا خوردن گوشت مردار حرام است، اما تحت شرايطي خاص؛ مثلا هنگامي که انسان از گرسنگي در حال مردن است، مي تواند گوشت مردار بخورد.
اما اين مطلب براي خودفروشي و انجام فحشا چگونه است؟ تحت چه شرايطي انسان مي تواند خودفروشي کند؟ آيا هنگامي که نمي تواند خرج تفريحات فرزندانش را بدهد يا زماني که نمي تواند گوشت و شير بخورد يا زماني که اجاره خانه اش مانده است، يا زماني که در حال مرگ است؟
فيلم «فقر و فحشاء»، ساخته ي «مسعود ده نمکي» به نوعي سعي دارد تا به رابطه بين فقر و فحشاء در جامعه ما بپردازد. در اين فيلم ادعا مي شود که بيشتر فسادهاي امروز، مربوط است به بي پولي و فقر دختران و زناني است که وارد اين کار شده اند. اولين جمله اي كه در فيلم بعد از اعلام وضعيت قرمز عنوان مي شود اين است كه هنگامي كه فقر از يك در وارد مي شود، دين و ايمان از در ديگر خارج مي شود و شكم گرسنه دين و ايمان نمي شناسد به قول يکي از اساتيدم که الفقير غريب في بلدته يعني آدم فقير در شهر خودش هم غريب هستش و در روايات هست که من لامعاش له لا معاد له. سپس چند نمونه از مواردي كه خود به اين مطلب اعتراف مي كنند به طور مختصر نشان داده مي شود، كه در ادامه در فيلم به طور مفصل به آنها مي پردازد، و در ادامه سخناني از قول رسول الله و حضرت امير نقل مي شود به اين مضمون كه اگر هر جايي ظلم بشود وظيفه حاكمان است كه از آن اطلاع پيدا كنند و در مقابل آن بايستند. 
اين مقدمه فيلم است كه در واقع از آن مي توان نتيجه گرفت كه هدف از ساختن اين فيلم اين است كه اين واقعيت ها را به حاكمان نشان دهد تا ديگر نگويند نمي دانستيم. يعني اينكه اولا بدانيد كه اين ها به واسطه ظلم هايي كه روا مي شود، فقير شده اند و دوم اينكه بدانيد فقر اينان باعث مي شود به راه هاي فساد كشيده شوند. 
اين که فيلم چگونه ساخته و پرداخته شده و آيا نمونه هاي ارائه شده در آن براي اثبات اين ادعا، يعني فقر زنان فاحشه، کفايت مي کند يا نه، موضوع بحث ما نيست. چرا که آوردن چندين نمونه نمي تواند اثبات يک اصل باشد و محتاج به کار ميداني و دقيق است. مثلا از نظر آماري مشخص نيست که چند درصد آنان هم از خانوادگان مرفه هستند و براي عياشي و شهوت اين کار را انجام مي دهند؟ حال فرض کنيم اين مدعا درست باشد و مثلا 80 تا 90 درصد دختران و زنان، خود اذعان کنند که به دليل مشکلات مالي وارد اين کار شده اند.
براي اينكه بتوانيم فيلم را نقد كنيم، موضوع را به دو قسمت تقسيم مي كنيم. اول اينكه چرا اين عده فقير شده اند و از نظر مالي با مشكل مواجه هستند و دوم اينكه اينان چرا براي علاج فقر خود، به سراغ فساد و فحشا رفته اند. در مورد بحث اول نظر سازنده فيلم درست است و آن اينكه به دليل ظلم ها و بي عدالتي هايي كه مي شود، عده اي در جامعه فقير مي شوند و فقير شدن اين عده معادل است با پولدار شدن و بي درد شدن عده اي ديگر و حاكمان بايستي اين مطالب را بدانند و براي علاج آن چاره اي بينديشند.  
اما موضوع دوم جاي بحث دارد و نمي توان به سادگي آن را پذيرفت. آيا وارد شدن فقر معادل است با از بين رفتن ايمان؟؟ و به تبع آن از بين رفتن ايمان هم معادل خواهد بود با فساد و فحشا و ارتشا و ساير مسائل ديگر كه در فيلم نمونه هايي از آن آورده شده است. 
جواب اين سوال خير است و نمونه اي در فيلم هم مشاهده مي شود كه با بي پولي سالم مانده است. پيرزني که با شکلات فروشي و با داشتن 4 دختر زندگي خود را مي گذراند، اما آلوده نشده است، چگونه توانسته سالم بماند؟ مگر وي هم فقير نيست و اجاره خانه و كرايه اش نمانده است؟ مگر وي نيز چهار دختر دم بخت ندارد كه همگي آنها قابليت كشيده شدن به اين راه ها را دارا هستند و مي توانند از اين راه زندگي مرفهي براي خود تهيه كنند؟ چگونه مادر آنها توانسته آنها را سالم نگه دارد و به زندگي خود ادامه دهند؟ 
تازه اين نمونه اي است كه در فيلم آورده شده و ساير نمونه هاي آن كساني هستند كه به اين راه ها كشيده شده اند. مگر ما نمي شناسيم كساني را كه با فقرهاي مالي بسيار شديدتر از نمونه هاي فيلم، به زندگي سالم خود ادامه مي دهند؟ بسياري از زنان هستند كه براي تامين مخارج زندگي خود به كارگري در خانه هاي ديگران مي پردازند و از اين راه به تامين مخارج خود مي رسند. بسياري ديگر هستند كه با كمكهاي آشنايان و اين در و آن در زدن زندگي خود را تامين مي كنند. نگارنده خود نمونه هاي بسياري را مي شناسد كه آلوده نشده اند و وضع آنها بسيار بدتر از نمونه هاي فيلم است و در صورت لزوم مي تواند آنها را معرفي كند. اما سوال اساسي اينجاست كه چگونه اين عده آلوده نشده اند و آن عده ديگر آلوده شده اند؟ مگر هر دو قشر فقير نيستند؟ 
جواب آن روشن است و همه ما هم آن را مي دانيم و آن ايمان است. انسان با ايمان مي تواند سالم بماند و انسان بي ايمان است که با کوچکترين سختي و مشکلي حاضر به خودفروشي مي شود. اصلا فرق انسان با ايمان و بي ايمان اين است که اولي همه چيز خود را فداي دين خود مي کند، اما دومي همه چيز حتي ايمان خود را فداي دنيا مي کند. ولي يك سوال مطرح مي شود و آن اينكه اين انسان هاي با ايمان پس چگونه زندگي خود را مي گذرانند؟ 
نکته اي که کليد حل مساله است اين است که متکفل انسان هاي با ايمان خود خداست، اما انسان هاي بي ايمان خارج از ولايت خدا هستند. در کتاب چهل حديث حضرت امام خميني، حديث سي و چهارم، مطلب را روشن مي سازد. در آنجا بيان مي شود که انسان هاي با ايمان دو دسته اند، دسته اول آن هايي که با ثروت ايمانشان حفظ مي شود و لذا خدا به آنان وسعت رزق مي دهد و دسته دوم آناني که در حالت فقر مي توانند دين و ايمان خود را حفظ کنند و لذا خدا آنان را در فقر نگه مي دارد. بدين ترتيب فقر و دارايي انسان مومن از جانب خدا و براي حفظ ايمان اوست و زندگي مملو از امتحانات الهي است. 
اگر انسان بدين گونه نسبت به زندگي نگاه کند، ديگر حاضر به خود فروشي نخواهد شد و مثل زني که در فيلم ادعا مي کرد که حداکثر يک سال مي تواند صبر کند، تسليم اين فشارها نخواهد شد. هنگامي كه ديدگاه توحيدي در زندگي حاكم شود، انسان روزي خود را دست خدا مي بيند و ديگر براي تامين زندگي خود اين افكار به ذهن وي خطور نخواهد كرد. 
بنابراين نظر من اينه که دين و ايمان از ميان اينان رخت بربسته و براي به دست آوردن دنيا و خوشي هاي آن، کما اين که اين کار نيز خود لذت دارد، حاضر به اين کار شده اند. اما يك مطلب را بايد پاسخ دهيم و اينكه اين مطلب كه فقر كه از يك در وارد شد، ايمان از در ديگر رخت برمي بندد، چيست؟ آيا جواب اون اينه که زماني که فقر اومد امان هم به طور کلي ميره .....!!؟؟ نه به نظر من اين نوعي خود فريبي است جواب آن اين است كه اين حديث براي تنبه دادن و آگاهي است، نه اينكه يك قضيه حتميه باشد. هنگامي كه انسان فقير مي شود، احتمال اينكه دين و ايمانش كم رنگ شود، زياد است. اما اين مطلب نفي نمي كند كه هنگامي كه انسان ثروتمند شد، دين و ايمانش در معرض خطر نخواهد بود، بلكه در آن حالت نيز خطرات بسياري براي انسان و جود دارد و از راه هاي ديگر انسان مي تواند به گناه بيفتد. مگر مشتري اين زنان فقير، ثروتمندان نيستند؟
حاصل اينكه ما موافقيم كه بحث عدالت و فقير شدن عده اي، بحثي است كه حاكمان بايد به آن توجه كنند و حكومت به كفر مي ماند، ولي به ظلم نمي ماند. اما اينكه آن عده اي كه فقير هستند، بعضا به راههاي فساد كشيده مي شوند، بحثي است كه به دين و ايمان آنها برمي گردد و اينكه متولي آن كيست، در مورد آن حرفي نمي زنيم شايد متولي آن خودشون باشند و شايد هم کم توجهي مسئولين و يا هر دو . با تمام اين بيانات روشن شد که فقر مساوي با فحشا نيست و ما اين رو قبول نداريم  كه فقر مساوي است با فحشاء.

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم آبان 1389ساعت 6:23 PM  توسط کورنا  | 

به راستی مشکل کجاست

من می گم 80% به خاطره فقره فکر کنید اگر فقر نبود فقط 20 درصد

ما فساد اخلاقی غیر فقر  داشتیم و می شد روش برنامه ریخت

یک خلبان ایرانی که در خطوط هوایی امارات متحده کار می کند، مصطفی بن یحیی _اعلام کرد :  به طور متوسط ده تا پانزده دختر،هر روز از طریق نه پرواز منظم و بیست پرواز غیر منظم از ایران به دبی فرستاده می شوند.

بعلاوه، جسد سه تا پنج دختر به صورت ماهیانه به دولت ایرات تحویل داده می شود.

خانه های فساد

پروفسور دونا ام. هیوز،صاحب کرسی کارلسون ان دود برنامه مطالعات زنان در دانشگاه رود آیلند گزارش می دهد که "با توجه به اظهارات یک منبع رسمی در تهران، فحشا در میان نوجوانان دختر دارای یک رشد ٦٣٥ درصدی بوده است و تنها در تهران، شمار زنان و دختران مشغول به فحشا ٨٤٠٠٠نفر بر آورد شده است که تعداد زیادی از آنها در خیابان ها کار می کنند و در حدود ٢٥٠ فاحشه خانهبنابر این گزارش در شهر فعال است

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم آبان 1389ساعت 6:16 PM  توسط کورنا  | 

در تعریف فحشا و فاحشه (روسپی ), تغییر چندانی پدید نیامده است .

فحشا هنوز همان فروش تن است که فاحشه های مرد و زن انجام می دهند

 به نظر شما در میهن اسلامی خودمان صیغه یا ازدواج موقت  ,

شروع  شرعی فاحشگی نیست ؟شک ندارم جواب همه آره هست

به نظر من مشکل قوانین کشور ما این هست که بروز نیست در مورد این مسائل 

آگاهی و نگرانی در خصوص رشد فزاینده بازار جهانی برده داری جنسی در سراسر جهان در حال افزایش است.رسانه های دیداری و شنیداری، اینترنت و مجلات زنان، در ایران و سراسر جهان درباره ظلم ها و بی عدالتی های قاچاق انسان و فحشای اجباری در ایران بسیار سخن گفته اند

ولی چه فایده هر روز در کشورمون بیشترو بیشتر می شود

نوجوانانمون دارن با این دید از جامعه بزرگ می شوند  هر روز هم دورتر از مفاهیم دینی می شویم

جوان هایی که در کارهای مذهبی شرکت می کنند

با دیدن خیلی کار ها از کسانی که بخاطر شغلشونم شده نباید این اعمال ناپسن

ازشون سر بزنه و می زننو باعث دورتر شدن این جوانان می شوند 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم آبان 1389ساعت 6:14 PM  توسط کورنا  | 


 
سجده

بزرگ ترین آرامش دنیا
سرزمین وجودت را نگاه کن … پر از دست ‌اندازها و ناهمواری‌ های زیاد که باید برای هموار کردن شان همت کنی و وقت بگذاری … دست ‌اندازهایی مانند حسد، کبر، دروغ، حرص و طمع، بی ‌مسؤولیتی، بی‌ تعهدی، شهوت‌ پرستی، مقام ‌پرستی، زرپرستی و … چیزهایی نیستند که بتوانی به سادگی با آنها دست و پنجه نرم کنی و یا از کنار آن به راحتی گذر و از آن بگذری …دست اندازهایی که اگر با آنها مبارزه نکنی، تمام هستی و انسانیتت را واژگون می کند و چیزی برایت باقی نمی‌ ماند که به آن دل خوش کنی … .

فکر می کنی چه راهی برای هموار کردن این پستی و بلندی ها وجود دارد؟ … هر معمایی به طریقی حل می شود و هر دردی، درمانی دارد … پس به یقین این پستی ها و بلندی ها را هم به راهی و شیوه ای می توانی هموار کنی … اما چه راهی؟ … .

فکر می کنی چرا خداوند از من و تو خواسته که روزی ۵ بار رو به قبله بایستیم و نماز بخوانیم و با خدا چه حرفی بزنیم؟ چه سودی دارد این نماز خواندن؟ … تا حالا فکر کردی به نماز … به عبادت … به نیایش با خدا … واقعا چه فایده ای دارد این نماز و رکوع و سجود و …؟

فکر نمی کنی عبادت، نماز، نیایش با خدا و … می تواند یکی از راه هایی باشد که بتوان به کمک آن این ناهمواری ها و پستی و بلندی ها را هموار کنی؟ … .

فکر کن … وقتی سر بر زمین می گذاری و خدا را سجده می کنی، چه چیزی حاصلت می شود؟ … وقتی سر بر سجده می گذاری، یعنی تو بنده ای هستی، بی ‌نهایت کوچک در مقابل صاحب و پروردگار بی‌نهایت بزرگ … سجده کردنت، نمایش و تمرین کوچکی نمودن و تنها جایی که کوچکی نمودن جایز و حتّی زیباست، سجده در مقابل یکتای بی ‌همتاست که می توانی به وسیله این کوچک‌نمایی به عظمت‌های زیبا دست پیدا کنی …؛ پس یادت باشد که سجده گاه منطقه ممنوعه‌ ای است که هیچ بیگانه‌ ای نباید در آن حریم قدم بگذارد و عرض اندام کند … سجده‌ گاه، فرودگاه الهی است که موحدان واقعی برای دست یافتن به یک سویی و یکتایی، در آنجا بر خاک خانه‌نشین شده اند و در انتظار نشسته ‌اند تا به افلاک و ملکوت پرواز کنند … .

یادت باشد که سجده گاه منطقه ممنوعه‌ ای است که هیچ بیگانه‌ ای نباید در آن حریم قدم بگذارد و عرض اندام کند … سجده‌ گاه، فرودگاه الهی است که موحدان واقعی برای دست یافتن به یک سویی و یکتایی، در آنجا بر خاک خانه‌نشین شده اند و در انتظار نشسته ‌اند تا به افلاک و ملکوت پرواز کنند … .

یادت باشد که نماز به منزله کعبه و تکبیره الاحرام، پشت سر انداختن همه چیز غیر خدا و داخل شدن در حرم الهی است و قیام، به منزله صحبت دو دوست، و رکوع خم شدن عبد در مقابل آقاست، و سجده نهایت خضوع و خاک شدن در مقابل اوست و وقتی که عبد آخر نماز از پیشگاه مقدس الهی باز می‌گردد، اولین چیزی را که سوغات می‌آورد؛ سلام از ناحیه اوست.۱
سجده

یادت باشد که صورت سجده برای آرایش تن است و سیرت سجده برای آرایش سیرت و آرامش جان.

در دل سیرت سجده، سیر و سلوک علمی و عملی خوابیده است. سیرت سجده بر خلاف صورت و برون آن که آرایش آرامش است، درونی ناآرام دارد که همان سیر الی الله است و ثمره بزرگ آن، رسیدن به «تطمئن القلوب» …

یادت باشد که ثمره بزرگ سجده و سیر و سلوک در آن، همان «وَاسْجُدْ وَ اقْتَرِبْ»۲ می‌باشد … این آرامش بزرگ، برای انسان‌های بزرگ است؛ به همین خاطر است که امام حسین علیه السّلام «نماز خون» به پا می ‌دارد و دین جدّش را کاربردی می کند و در میان بارش تیر بلا عاشقانه بر سر سجاده شد.

وقتی سر بر سجده می گذاری؛ یعنی خدایا تو مرا از خاک آفریدی و از دل خاک خارج کردی و سجده دوم یعنی دوباره به خاک باز گردانیم و سر برداشتن از سجده دوم یعنی دوباره از خاک مرا بیرون خواهی آورد۳ …

یادت باشد … اگر افراد مقابل تو، زانوی شاگردی بر زمین بزنند، اگر همه انسان هم به تو اقتدا کنند، اگر همه جهان را هم تو هدیه بدهند، اگر اسمت را هم بر تابلوهای طلایی بنویسند، اگر نامت را در کتاب‌های آسمانی ثبت کنند، اگر تاریخ جهانی فقط به نام تو ثبت و ضبط بشود، اگر جایزه جهانی را هم به تو اختصاص بدهند، اگر تو را برای تفریح در شهر به شهرِ جهان بگردانند، اگر بتوانی بر تمام کرات، کره ماه و کیهان جهانی گشت بزنی، اگر تمام حرکات و سکنات زندگی ات، حتّی نفس کشیدن‌ هایت جهت یادبود به فیلم کشیده و عکسبرداری شود و هزاران اگر و شاید دیگر…، اما نمی توانی ذرّه‌ ای از آن آرامش آرمانی را به دست بیاری و کسی غیر از خدا نمی ‌تواند تکیه‌گاه و پناهگاهت باشد… که غیر از خدا چه کسی می تواند ستار العیوب باشد؟ پدرت؟ جدت؟ مادرت؟ فرزندت؟برادر یا خواهرت؟ معلّم و یا دوستت؟ همسایه یا همشهری ات؟ بیگانه؟ … همه این ها اگر باشند، فکر کن چند بار می توانند و برای چه مدّت؟

یادت باشد که ثمره بزرگ سجده و سیر و سلوک در آن، همان «وَاسْجُدْ وَ اقْتَرِبْ» می‌باشد … این آرامش بزرگ، برای انسان‌های بزرگ است؛ به همین خاطر است که امام حسین علیه السّلام «نماز خون» به پا می ‌دارد و دین جدّش را کاربردی می کند و در میان بارش تیر بلا عاشقانه بر سر سجاده شد

این راه ها را اگر بروی، مطمئن باش آخرش به اینجا می رسی که غیر از خدا، هیچ کسی نمی ‌تواند رازدار تو باشد و در تمام امور زندگی ات، فرد مطمئنی برایت محسوب بشود … ۴
سجده

وقتی فیلم فرآیند رشد یک گیاه را از آغاز رشدش که با سرعت زیاد تهیه شده، تماشا می کنی، یکی از زیباترین و شگفت انگیزترین رویدادهای خلقت در برابر چشمانت به نمایش در می آید؛ چون گیاه تا زمانی که به صورت دانه ای در دل خاک است، هنوز در آغاز راه است و مثل مسافری که سفرش را شروع نکرده، ولی وقتی که با جوانه کوچکی از دل خاک سر بر می آورد و رو به آسمان می کند؛ رشد واقعی اش شروع می شود و با نوازش گرمای خورشید و لطافت قطره های باران، مسیر تکامل خودش را طی می کند و به خواست و اذن الهی هر دانه ای، هفتصد دانه می شود … دستان رشد تو هم شبیه آن دانه است؛ چون تا زمانی که پایبند خودت هستی و دغدغه ماندن در خاک را داری، شرایط رشد برایت فراهم نیست، اما وقتی سر از لاک خودخواهی و خودبودن بیرون می آوری و رو به آسمان می کنی، به رشد و ترقی می رسی … به میزانی که از خاک فاصله می گیری، به افلاک نزدیک می شوی و به اندازه ای که از فرش دور بشوی، به عرش رو می آوری … .

سجده ای که در آن تمام توجهت به خدا باشد و از خود و خودی ها رها شده باشی، تو را به کمال می رساند و در برابر گناهان حفظت می کند … جمله رسول خدا صلی الله علیه و آله به مردی که از حضرت پرسید: «ای رسول خدا، گناهانم بسیار و اعمال نیک من اندک است، چه کنم؟» و حضرت فرمود: «بسیار سجده کن؛ زیرا سجده گناهان را می ریزد، چنانکه باد برگ درخت را می ریزد»۵ برای تو هم هست … برای من هم هست … برای همه مان است اگر می خواهیم که به خدا نزدیک باشیم و در دل هایمان هیچ چیزی نداشته باشیم، جز عشق و محبت او …

یادت باشد که همه موجودات تسبیح خدا را می گویند و او را سجده می کنند … « تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالأَرْضُ وَ مَن فِیهِنَّ وَ إِن مِّن شَیْءٍ إِلاَّ یُسَبِّحُ بِحَمْدَهِ وَلَـکِن لاَّ تَفْقَهُونَ تَسْبِیحَهُمْ إِنَّهُ کَانَ حَلِیماً غَفُوراً» ۶ … « أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ یَسْجُدُ لَهُ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَ مَن فِی الْأَرْضِ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ وَالنُّجُومُ وَالْجِبَالُ وَالشَّجَرُ وَالدَّوَابُّ وَ کَثِیرٌ مِّنَ النَّاسِ وَ کَثِیرٌ حَقَّ عَلَیْهِ الْعَذَابُ وَ مَن یُهِنِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِن مُّکْرِمٍ إِنَّ اللَّهَ یَفْعَلُ مَا یَشَاءُ»۷ … نکند تو از آنها عقب باشی که با سجده در برابر خالق یکتا و خاکساری در مقابل او می توانی به بزرگ ترین آرامش ممکن دست پیدا کنی …

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم آبان 1389ساعت 6:0 PM  توسط کورنا  | 

«مگر هر دوستی دختر و پسری باید به ازدواج ختم شود؟ ما فقط باهم دوستیم.» این جمله و جملاتی شبیه این را جوان‌های امروزی می‌گویند و پدر و مادرها نیز می‌شنوند. رابطه دختر و پسر در دوران جدید موضوع بحث‌ها و سمینارهای زیادی شده است. عده‌ای به شدت با آن مخالفند و مطرح کردنش را نوعی بی‌‌شرمی و بی‌حیایی تلقی می‌کنند و معتقدند روابط تنها در بستر ازدواج معنا می‌یابد و در غیر این صورت، حرام است و جایز نیست. عده‌ای هم خیلی آزادانه این مسئله را می‌پذیرند و معتقدند دنیا عوض شده و دوستی دختر و پسر هم از این قاعده مستثنا نیست و داشتن رابطه آنها خالی از اشکال است.

دوستی دختر و پسر
نظریه سومی هست که در آن نه آزادی مطلق و رها پذیرفته است و نه محدودیت و منع هرگونه رابطه، بلکه ارتباط بین دو جنس مخالف در یک چارچوب مشخص تعریف شده است. در این زمینه، دکتر روشنک خدابخش، روان‌شناس، معتقد است: «نمی‌توان رابطه انسان‌ها با همدیگر را مسدود و یا حتی محدود کرد. دلایلی همچون تحصیل و دادوستدهای علمی، نیاز به طرح پرسش و پاسخ، قرض گرفتن جزوات و منابع درسی، و همکار شدن باعث می‌شود که نتوان به طور کلی به عدم ارتباط کاری و سازمانی یا تحصیل زن و مرد و دختر و پسر حکم داد. اما از سوی دیگر، دامن زدن به این گونه ارتباطات هم شاید خیلی ضرورت و با مسائل اجتماعات سازگاری نداشته باشد. به عبارت دیگر، داشتن ارتباط به معنای وجود هر گونه ارتباط لجام‌گسیخته در محل تحصیل، دانشگاه و محیط کار نیست.»

خوب یا بد؟
این کیفیت موضوع است که باعث می‌شود ما راجع به آن بتوانیم نظر دهیم. این سوال باید این گونه مطرح شود که کدام رابطه خوب و مفید است و کدام رابطه انسان را به سر منزل مقصود نمی‌رساند. در این مورد، دکتر خدابخش معتقد است: «هر ارتباط سالمی می‌تواند سازنده باشد، به شرط آنکه حد و حریمی برای آن قائل باشیم و تعریفی از آن کنیم که در آن منطق بر احساسات غلبه کند. اصولا در دوره نوجوانی، عنان و اختیار آدمی خیلی سخت قابل کنترل و مدیریت است، طوری که نیاز‌های جنسی به صورت طوفانی وارد حیات روانی می‌شود و چون همه چیز ناگهانی رخ می‌دهد، بین طبیعت و تربیت با شکافی مواجه می‌شویم که والدین می‌توانند آن را به خوبی مدیریت و شناخت‌های لازم را به فرزندانشان منتقل کنند.»

اغلب کسانی که دچار مشکلاتی در روابط میان دو جنس می‌شوند متعلق به والدین پرکار، مشغول و گرفتارند که وقت و ارتباط درستی برای تعامل با فرزندانشان نمی‌گذارند، از احوال آنها کاملا غافلند، به دلیل گرفتاری‌های متعدد بچه‌ها را در اولویت آخر به حساب می‌آورند

جوان‌های ما هم مثل جوان‌های تمام دنیا رویه‌ای منطقی دارند و مسائل را از طریق آن تجزیه و تحلیل می‌کنند. شما اگر با سلاح منطق پیش جوان بروید، بالطبع جوان هم منطقی جواب شما را می‌دهد، چون نوع بشر تفکر منطقی دارد، وگرنه هیچ علم و دانش و تمدنی پدید نمی‌آمد.»

دکتر خدابخش در جواب آنهایی که می‌گویند جوان‌های امروزی حرف‌های والدین را نمی‌پذیرند گفت: «متأسفانه، والدین ما به نحوه ارتباط برقرار کردن با جوانشان آگاه نیستند و همه‌اش از موضع بالا صحبت می‌کنند. اگر بخواهید با اعمال زور و نظر و جبهه‌گیری خاصی با آنها برخورد کنید، جوان‌ها هم مطابق طبع بشر مقاومت می‌کنند، چون آزادی از هر چیزی برایش مهم‌تر است. بنابراین، اگر چیزی یا تفکری آزادی جوان را به مخاطره بیندازد، او هم با لجاجت پاسخش را می‌دهد، ولی اگر شما با زبان خاص خودشان وارد گفت‌وگو شوید و وضعیت رسش، هوش و تفکر آنها را ملاک قرار دهید، آنها خیلی راحت به شما جواب مثبت می‌دهند. ولی اگر شما این کار را به صورت «دو دوتا پنج تا» انجام دهید، آنها هم به شما جواب خوبی نمی‌دهند.»

ارتباط هدفمند
دختران و پسران در دوران نوجوانی بدون طرح و برنامه خاصی با همدیگر آشنا و دوست می‌شوند. متأسفانه، این مسئله این روزها فناوری‌های جدیدی مثل تلفن همراه و اینترنت، دیگر سختی نامه‌رسانی‌های گذشته را به دنبال ندارند و دختر و پسر می‌توانند با یک پیامک یا چت کردن با هم آشنا شوند و قرار ملاقات بگذارند و چون فاقد شناخت‌های لازم از همدیگرند و آینده‌نگری خاصی ندارند، چه بسا دچار مشکلاتی هم بشوند. دکتر خدابخش، کسی که سال‌ها با جوان‌ها و نوجوان‌ها در این زمینه کار کرده  در این مورد می‌گوید: بچه‌ها در این سن آمادگی‌های زیستی و طبیعی برای گرایش به جنس مخالف را دارند، ولی آمادگی‌های اجتماعی را ندارند و این مسئله مشکلات متعددی را موجب می‌شود. لذا نوجوانی را می‌بینید که در ارتباطی عاشقانه قرار می‌گیرد و به دلیل نداشتن توانمندی‌ها و مهارت‌های اجتماعی لازم دچار مشکل می‌شود.»

وی روی حریص بار نیاوردن بچه‌ها به جنس مخالفشان تاکید می‌کند و چاره کار را در تربیت درست آنها می‌داند و می‌گوید: «اگر ما بتوانیم در خانواده‌ و جامعه‌مان ارتباط بین دختر و پسر را با توجه به سطوح مختلف سنی میسر کنیم، اولا توانسته‌ایم از حریص بودن بچه‌ها به جنس مخالف جلوگیری کنیم، ثانیا شناخت‌هایی را که لازم است تا حدود زیادی فراهم کرده‌ایم.»
حضرت زهرا (س) : آنچه برای زنان نیکوست این است که ( بدون ضرورت ) مردان نامحرم را نبینند ، و نامحرمان نیز آنها را ننگرند . بحار الانوار ، ج ۳۷ .

آب یا سراب؟

وی در ادامه صحبت‌هایش می‌گوید: «معمولا والدین ما با نسل جدید اختلاف نظرهایی دارند. اینکه گفته می‌شود آموزه‌های دینی و فرهنگی راه‌‌های ارتباط دختر و پسر را مسدود کرده اصلا درست نیست، بلکه بهتر است این گونه بگوییم که یک سری محدودیت‌هایی، آن هم به خاطر خودشان، در نظر گرفته که اجرای آن محدودیت‌ها تنها به رشد خودشان کمک می‌کند.» ما نباید به تمام ارتباطات انسانی که دختر و پسر هم جزو آن است، تنها از دیدگاه زناشویی نگاه کنیم. خیلی وقت‌ها- چه در دانشگاه و چه در محیط کار- این دو جنس ناچارند که با هم در ارتباط باشند، به ویژه امروزه که حضور زنان در کارهای اجتماعی افزایش پیدا کرده.»  این مشاور خانواده در مورد جنبه آسیب‌شناسی این ارتباط معتقد است: «ارتباط دوستی به معنای اخص کلمه که یکی دوست پسر یا دوست دختر کس دیگری باشد، بعضی مواقع جنبه‌ای آسیب‌زا دارد. دختر و پسران ما باید واقع‌بین باشند، هم جنبه مثبت را ببینند و هم منفی را. بعضی از این جوان‌ها می‌گویند دیگر در دنیای امروزی دختر و پسر معنایی ندارد و وقتی من می‌خواهم با کسی دوست شوم، فرقی نمی‌کند که دختر است یا پسر، ولی من به آنها می‌گویم که این‌گونه نیست، این یعنی ارتباط ضابطه‌مند نیست. این را می‌توان ارتباطی دانست که بیشتر از عقل و منطق، شور و هیجان در آن دخیل است و نمی‌تواند به شکل درستی هم ادامه پیدا کند، چرا که هدفمند نیست.»

اینکه گفته می‌شود آموزه‌های دینی و فرهنگی راه‌‌های ارتباط دختر و پسر را مسدود کرده اصلا درست نیست، بلکه بهتر است این گونه بگوییم که یک سری محدودیت‌هایی، آن هم به خاطر خودشان، در نظر گرفته که اجرای آن محدودیت‌ها تنها به رشد خودشان کمک می‌کند.

خانواده‌ها: بدانند یا نه؟
بچه باید آن قدر احساس دوستی و نزدیکی کند که مسائلش را با خانواده در میان بگذارد. نوجوان عاشق صحبت کردن است و خیلی راحت عقایدش را بیان می‌کند.به خودش نزدیک شوید و مهارت‌های لازم را به او بیاموزید. به نوجوان‌ها و جوان‌ها هم توصیه می‌کنم که زیاد اهل پنهان‌کاری نباشند، چرا که معمولا کارهای پنهانی سر از موارد ضد قانون و ضد خانواده درمی‌آورد. بدانید که پدر و مادرها در هر صورت خیر و صلاح شما را می‌خواهند، اما چه بسا شیوه درست را بلد نباشند.»ایشان در مورد اینکه در دوران نوجوانی چه آموزش‌هایی لازم است می‌گوید: «باید آنها را در مورد رفتارهای پرخطر جنسی، اعتیاد و رانندگی‌های خطرناک آگاه کرد. برای مثال، وقتی فرمان ماشین را از بچگی به او می‌دهید و از این کار خوشتان می‌آید و لذت می‌برید، باید از همان موقع به این فکر کنید که اگر این بچه به سن نوجوانی رسید و از شما تقاضای ماشین کرد، چه می‌خواهید به او بگویید. اما اگر از همان دوران بگویید که ما کارتی داریم به نام گواهی‌نامه گرفتنش لازمه رانندگی است، او قانونمند بار خواهد آمد.»

ارتباط دختر و پسر
آسیب‌ها

ما چگونه می‌توانیم از آسیب این نوع مسائل جلوگیری کنیم و از دوستی‌هایی که چه بسا پایانش به این‌‌گونه موارد ختم می‌‌شود پرهیز کنیم. اینجا ما بزرگ‌تر‌ها مقصریم که اطلاعات به فرزندانمان نداده‌‌ایم. اغلب کسانی که دچار مشکلاتی نظیر اینها می‌شوند متعلق به والدین پرکار، مشغول و گرفتارند که وقت و ارتباط درستی برای تعامل با فرزندانشان نمی‌گذارند، از احوال آنها کاملا غافلند، به دلیل گرفتاری‌های متعدد بچه‌ها را در اولویت آخر به حساب می‌آورند و بدتر از همه، می‌خواهند تصور کنند که این غیبت و فاصله خود را می‌توانند با پول جبران کنند. وقتی شما طرح و برنامه خاصی برای پرورش فرزندتان نداشته باشید، رسش و تمایلات او را متوجه نشوید، این تبعات ناگوار پیش خواهد آمد.»

دکتر خدابخش دخترها و پسر‌ها را هم مقصر می‌داند و می‌گوید: «خود خلوت کردن باعث می‌شود فکر‌های نامناسب دیگری به ذهن دختر و پسر خطور کند. بنابراین، باید سعی کنند تا حد امکان در مکان‌های خلوت و سرپوشیده قرار نگیرند.»
پسر یا دختر؛ کدام یک بیشتر آسیب می‌بینند؟!

دخترها چون در روابط عاطفی‌تر و احساسی‌ترند، وقتی با شکست مواجه می‌شوند، بیشتر صدمه می‌بینند. آنها گاهی وقت‌ها در شرایط بسیار منفی قرار می‌گیرند و امکان ازدواج‌ بعدی‌شان به شدت کاهش می‌یابد. پسرها هم دنیای شکننده‌ای دارند و خیلی سخت خودشان را بازسازی می‌کنند. دختر و پسر احساس می‌کنند که روح لطیفشان را در یک سری روابط تیره کرده‌اند. با چه امید و آرزویی به هم دل می‌بندند، اما وقتی این روابط آن‌طور که تصور می‌کردند پیش نمی‌رود، دچار سرخوردگی‌های فردی و اجتماعی می‌شوند.» اینجاست که «چرا انسان کند کاری که باز آرد پشیمانی» در موردشان مصداق پیدا می‌کند.

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم آبان 1389ساعت 5:58 PM  توسط کورنا  | 


در هر جامعه‌ای خوب و بد، هنجار و ناهنجار و یا شرافتمندانه و ننگ‌بار جز ارزشهای تعیین شده اجتماعی هستند، در واقع ارزشهای اجتماعی به عوامل و عناصری گفته می شود که اکثریت جامعه به اهمیت و اعتبار معتقدند. به طور کلی هر چیزی که برای یک نظام اجتماعی مورد نیاز، محترم و مقدس، خواستنی و مطلوب تلقی شود، جزء ارزشهای آن جامعه است و ازدواج یکی از ارزشهای قابل پذیرش در کشور ماست.

به گزارش «زن فردا»؛ ازدواج به عنوان یک پدیده اجتماعی از جهات گوناگونی قابل بررسی ست، با توجه به اهمیت و تاثیر جریان زناشوئی بر جنبه های مختلف زندگی بررسی و مطالعه در خصوص ازدواج امری مهم و ضروری شمرده شده و از آنجا که تغییرات بنیادی و اجتماعی در هر جامعه ای، در روابط افراد تاثیر فراوانی دارد پدیده ای مثل ازدواج بسیار حائز اهمیت است.

طبق آنچه بسیاری از کارشناسان عنوان کرده اند ازدواج در درجه نخست یک قرارداد اقتصادی و اجتماعی بین دو انسان است که وقتی به اوج هماهنگی در امور مهم رسیدند، به آن متعهد می شوند.

البته نوع ازدواج و آشنایی در جوامع متفاوت است و در یک جامعه مدرن دو نفر ممکن است دوستان بسیار خوبی برای همه باشند اما هیچ وقت با یکدیگر ازدواج نکنند اما در جامعه سنتی زن و مرد قبل از ازدواج نباید بینشان دوستی باشد در واقع هر گونه رابطه ای قبل از ازدواج ممنوع بوده و حتی در برخی از خانواده ها که ریشه مذهبی قوی دارند گناه محسوب می شود.

گرچه در حال حاضر رابطه زنان و مردان در جامعه ما تغییرات فراوانی یافته و زنان به آسانی در کنار مردان به فعالیت می پردازند و در عرصه های اجتماعی فعالیت بسیاری داشته، همچنین در عرصه سیاسی، اقتصادی و فرهنگی نیز ارتباط گسترده تری را تجربه می کنند اما این گونه زندگی و باور هنوز به طور کامل تمام جامعه را فرا نگرفته است.

در خصوص مسئله ازدواج می توان گفت که همچنان نگاه سنتی نسبت به ازدواج در کشور ما حاکم است که البته بخش وسیعی از این نگاه ناشی از تأملات مذهبی ست و نیمی از مردان و زنان ما به شکل سنتی فکر می کنند و همچنین خانواده هایی که به این نحو ازدواج می کنند فراوانند.

از سوی دیگر نیز آداب و سنن حاکم بر جامعه باعث شده ازدواج زنان در سنین پایین تری اتفاق  افتاده که البته از طرف دیگر تمایمل شدید گزینش همسر جوان از جانب مردان نیز در این میان بی تاثیر نیست.

از آنجا که خانوده مهمترین بستر در نهادینه شدن سنت ها و آداب و رسوم فرهنگی و پایداترین و قدیمی ترین عامل در زمینه رشد و تربیت انسان و همچنین شناخت زمینه های مختلف برای ازدواج جوانان به خصوص دختران است، متأسفانه نخستین مشکل و بزرگترین مسئله، عدم شناخت ابعاد شخصیت زن از بعد انسانی است.

با یادآوری اینکه سهم عمده زنان در رفاه خانواده و پیشرفت جامعه تا به حال بطور کامل شناخته نشده اما مطمئناً اهمیت نقش اجتماعی زنان و نقش والدین در خانواده و تربیت و رشد کودکان قابل تأمل است. البته ناگفته نماند که تحقیقات فراوانی نشان داده است که دلیل بسیاری از طلاق ها و جدایی های امروزه در کشور ما ناشی از ازدواج به شکل مدرن است یعنی دوستی و آشنایی قبل از ازدواج!

نباید فراموش کرد که امروزه تنها جنبه‌های بیرونی زندگی ما نیست که تغییر کرده، بلکه دگرگونی و تغییر در شخصی‌ترین و خصوصی‌ترین جنبه‌های زندگی ما نیز ریشه دوانیده است؛ تا جایی که ازدواج‌های سنتی دیروز، جای خود را به همسرگزینی آزاد امروز داده است.

طی سال‌های گذشته همراه با تغییرات اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی که در جامعه ما روی داده، بسیاری از ارزش‌ها و هنجارهای اجتماعی نیز دستخوش تغییر و دگرگونی شده است که حتی گاهی با باورهای گذشته همخوانی چندانی نداشته و حتی در تعارض با آن‌ها نیز قرار می گیرد که ازدواج سنتی یکی از این ارزشهاست.

در واقع تغییرات به وجود آمده در زمینه شیوه‌های همسریابی و ازدواج جوانان،بسیاری از خانواده‌ها را با مسایل متعددی روبه‌رو کرده ساخته به نحوی که آنها در دوراهی ازدواج سنتی و مدرن دچار سرگردانی شده اند

در گذشته ازدواج ها به صورت سنتی انجام می گرفت که امروزه با گذشت زمان و ارتباط با کشورهاى اروپایى و… گونه دیگرى از ازدواج که از آن به ازدواج مدرن یاد می‌شود، در جامعه ما سایه انداخته است، دراین گونه ازدواج‌ها که بیشتر درمیان کشورهاى غربى رایج است و مطابق با فرهنگ و سنت‌هاى این گونه کشورها است، دختر و پسر پس از آشنایى و دوستى با یکدیگر مدتى در کنار هم زندگى کرده و یا به دوستى و برقرارى رابطه‌اى عاطفى می‌پردازند و در نهایت درصورت وجود هماهنگى و رضایت میان آنها اقدام به ازدواج می‌کنند و این همان چیزی ست که بدون توجه به ریشه های مذهبی و فرهنگی ما در کشورمان ریشه دوانیده است.

اینکه آیا جامعه ما با توجه به مسائل مذهبی و فرهنگی پذیرای ازدواج مدرن است یا خیر؟ سؤالی ست که باید پیش از بروز مشکلات جدید و جبران ناپذیر به آن پاسخ داد!

برخی از متخصصان عقیده دارند، نمی‌شود بین ازدواج سنتى و مدرن مشخص کرد که به طور قطع کدامیک موفق‌تر است  اما براساس آمار طلاق و نگاه به اظهارنظرهاى نمونه‌هایى که به صورت سنتى یا مدرن ازدواج کرده‌اند، پى می‌بریم که با توجه به فرهنگ کشورمان ازدواج های سنتی کمتر دچار اشکال می شود.

دکتر شهلا کاظمی‌پور  عضو هیئت علمى دانشکده علوم اجتماعى دانشگاه تهران در این خصوص اظهار داشته: هر چند در گذشته جامعه کوچکتر و بسته‌تر بود، امّا شیوه‌ی انتخاب همسر ساده‌تر و دوام و بقاى زناشویى نیز بیشتر بود. به همراه گسترش جوامع و توسعه شهرنشینى و افزایش تحصیلات به تدریج از سهم ازدواج‌هاى سنتى کاسته شده و به طرف ازدواج‌هاى مدرن حرکت می‌شود ولى این تحول به ‌یکباره بیانگر یک ازدواج مدرن نیست.
وی معتقد است: به هر حال اکنون بسیارى از جوانان متقاضى ازدواج مدرن هستند زیرا خود همسرشان را انتخاب می‌کنند ولى تنوع فرهنگى، ضعف شناخت از یکدیگر و صرفاً شناخت‌هاى ظاهرى و تکیه کردن به ‌یک سرى از معیارهاى کمّى باعث شده است ازدواج‌هاى مدرن در جامعه‌ی ما آسیب‌پذیر باشند.

در هر حال نباید فراموش کرد که ازدواج در دین وآیین ما سنتی ست الهی و باید آن را به بهترین نحو پاس داشت.

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم آبان 1389ساعت 5:56 PM  توسط کورنا  | 

شهر: وزیر دادگستری با تاکید بر پیگیری روز بدون طلاق در وزارت دادگستری گفت: تلاش می‌کنیم تا ممنوعیت صدور حکم طلاق در این روز ویژه، اجرایی شود.

سید مرتضی بختیاری در گفت‌وگوی اختصاصی با ستاد خبری روز ازدواج گفت: برای روز اول ذیحجه که روز بدون طلاق نامگذاری شده است، از بخش‌های مختلف درخواست کرده‌ایم تمام تلاش خود را به کار بندند تا این روز تنها در حد شعار باقی نماند و اجرایی شود.

وزیر دادگستری با اشاره به پیشنهاد سازمان ملی جوانان برای نامگذاری روز ملی ازدواج به نام روز طلاق گفت: “امیدواریم کار بیشتری در این زمینه انجام شود. ما به صورت جدی این قضیه را پیگیری می‌کنیم.”

وی با اشاره به همکاری وزارت دادگستری با سازمان ملی جوانان گفت: یکی از اقدامات صورت گرفته در این رابطه این است که با یک همت همگانی به سمت و سویی برویم که طلاق از جامعه ایران ریشه کن شود.

بختیاری همچنین با دفاع از ترویج مهریه‌های پایین گفت: “شاید باور نکنید اما مهریه همسر من، یک جلد کلام ا… مجید و یک دوره تفسیر المیزان بود”.

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم آبان 1389ساعت 5:54 PM  توسط کورنا  | 

واقعا شرم آور است کسی که خود را ایرانی می نامد، بزرگترین چهره تاریخ ایران باستان را با چنین ادبیات وقیحانه ای یاد کند و به او نسبت ناروا دهد. نسبتی که برخی جریان های ضد ایرانی آن را ساخته و پراکنده اند تا دست بعضی ها در "ایران زدایی از ایران"! باز باشد. واقعاً این درد را باید با چه کسی گفت که مردی به عظمت کوروش که دنیا می ستاید را در همین ایران - در سرزمین خود کوروش - به بدی و حقارت و افترا نام می برند؟اگر این شخص متعلق به اروپا، مصر، چین یا آمریکا بود، در آنجا نیز چنین زننده و مشمئز کننده با وی برخورد می شد یا آنکه از صدقه سری او، کلی برای خودشان اعتبار کسب می کردند؟!
عصرایران ؛ جعفر محمدی* - کشورهای زیادی در دنیا وجود دارند که مردمانشان آرزومند آنند که از زیر خاکی یا گوشه غاری و کنج جنگلی، لوحی، کتیبه ای، نیزه ای و یا حتی کوزه شکسته ای کهن بیابند و به استناد آن، برای خود تاریخ و تمدن و افتخاری دست و پا کنند و خود را ملتی ریشه دار و اصیل معرفی نمایند و سری بین سرها درآورند.

کشورهای زیادی هم این سابقه تمدنی را دارند و تمام هم و غم شان نیز حفظ این آثار و بزرگداشت بزرگان تاریخی شان است، از چین و مصر گرفته تا یونان و تمدن مایاها در آن سوی اقیانوس ها.

تا بدین جای سخن، همه چیز عادی است: "آنان که تاریخ و تمدن دارند، مفتخر و حافظش هستند و آنان که ندارند، در حسرت اند و  جستجو."
اما قسمت عجیب داستان مربوط به سرزمینی است که تمدنی عظیم، تاریخی پرشکوه، یادگارهایی جاویدان، زنان و مردانی بزرگ و افتخاراتی کم نظیر دارد، اما در همین سرزمین، گروهی عزم خود را جزم کرده و دوپایشان را کرده اند در یک کفش تا بلکه بتوانند تمام داشته های تاریخی و تمدنی ملت خود را با لاک غلط گیر بپوشانند و آنچه باعث افتخار ملی شان است را تبدیل به ننگ و عار کنند!

آن سرزمین ،"ایران" است، ایرانی که مردمانش بیش از هر زمان دیگری تشنه آگاهی از تاریخ و تمدن شان هستند و بیش از هر دوران دیگری بر هویت ملی شان تاکید دارند.

با این حال عده ای که تریبون دارند و بعضاً به مراکز قدرت هم وصل هستند، ابایی از تحریف تاریخ و تحقیر شخصیت های تاریخی این مردم ندارند. نمونه اش همین آقای جعفر شجونی، عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز تهران است که روز گذشته در نقد اسفندیار رحیم مشایی، سخن را به کوروش کبیر کشانده و با تحقیر او گفته است: "... مثلا همین کوروش که حالا به او فخر می کنند، در تاریخ آمده که اولین کسی که ازدواج با محارم را شروع کرد، کوروش بوده..."


واقعا شرم آور است کسی که خود را ایرانی می نامد، بزرگترین چهره تاریخ ایران باستان را با چنین ادبیات وقیحانه ای یاد کند و به او نسبت ناروا دهد. نسبتی که برخی جریان های ضد ایرانی آن را ساخته و پراکنده اند تا دست بعضی ها در "ایران زدایی از ایران"! باز باشد.

واقعاً این درد را باید با چه کسی گفت که مردی به عظمت کوروش که دنیا می ستاید را در همین ایران - در سرزمین خود کوروش - به بدی و حقارت و افترا نام می برند؟

اگر این شخص متعلق به اروپا، مصر، چین یا آمریکا بود، در آنجا نیز چنین زننده و مشمئز کننده با وی برخورد می شد یا آنکه از صدقه سری او، کلی برای خودشان اعتبار کسب می کردند؟! 
اصلا یکی نیست به افرادی مثل آقای شجونی بگوید شما را چه به تاریخ؟! اصلا شما تا حالا چند کتاب درباره ایران باستان خوانده اید که این گونه به خود اجازه می دهید افتخارات تاریخی یک ملت را لجن مال کنید؟

متاسفانه فردی مثل آقای شجونی که لباس روحانیت به تن دارد، نه تنها برای تحریف و تخریب تاریخ ایران، به اطلاعاتی ناموثق و جعلی روی می آورد بلکه حتی در رشته تخصصی خودش نیز آنقدر سررشته و دانایی از خود نشان نمی دهد و فردی که علامه طباطبایی از او به عنوان "ذوالقرنین" نبی یاد می کند را چنین مبتذل و خوار می نماید.

از آقای شجونی انتظار نمی رود تا از تاریخ ایران باستان سررشته داشته باشد ولی این انتظار چندان بزرگی نیست که چنین روحانی پرسروصدایی دستکم یک بار تفسیر المیزان علامه محمد حسین طباطبایی را خوانده باشد یا تفسیر نمونه آیت الله مکارم شیرازی و تنی چند از روحانیون معروف مانند حجه الاسلام قرائتی را مرور نموده باشد و بداند که در این دو تفسیر که اتفاقا معروف ترین تفاسیر معاصر از قرآن کریم هستند، از کوروش به عنوان ذوالقرنین یاد و تمجید شده است.
علامه در المیزان می نویسد: آنچه قرآن از وصف ذوالقرنين آورده با اين پادشاه عظيم تطبيق مى شود، زيرا اگر ذوالقرنين مذكور در قرآن مردى مؤ من به خدا وبه دين توحيد بوده كورش نيز بوده ، و اگر اوپادشاهى عادل ورعيت پرور وداراى سيره رفق ورأ فت واحسان بوده اين نيز بوده واگر اونسبت به ستمگران و دشمنان مردى سياستمدار بوده اين نيز بوده واگر خدا به اواز هر چيزى سببى داده به اين نيز داده ، واگر ميان دين وعقل وفضائل اخلاقى وعده و عده وثروت وشوكت وانقياد اسباب براى اوجمع كرده براى اين نيز جمع كرده بود.
وهمانطور كه قرآن كريم فرموده كورش نيز سفرى به سوى مغرب كرده حتى بر ليديا وپيرامون آن نيز مستولى شده وبار ديگر به سوى مشرق سفر كرده تا به مطلع آفتاب برسيد، ودر آنجا مردمى ديد صحرانشين و وحشى كه در بيابانها زندگى مى كردند. ونيز همين كورش سدى بنا كرده كه به طورى كه شواهد نشان مى دهد سد بنا شده در تنگه داريال ميان كوه هاى قفقاز ونزديكيهاى شهر تفليس است .

حال چگونه است که یک روحانی به خود اجازه می دهد پیامبری مانند ذوالقرنین یا همان کوروش عدالت گستر را با چنین ادبیات سخیفی یاد کند؟

آقای شجونی اگر مثل خیلی ها، ایرانی بودن خود را فراموش کرده اید، لااقل به احترام لباسی که به تن دارید، کتاب آسمانی و تفسیر آن را که باید به یاد داشته باشید! اگر هم با مشایی مشکل دارید و از اینکه او از کوروش تمجید کرده است دلخورید، بروید با خود مشایی تسویه حساب کنید، چرا تاریخ و فرهنگ کهن ایرانی را سخیف می کنید؟!

اما در کنار همه این ناگواری ها و بی مهری هایی که به تاریخ و تمدن ایران می شود، خبر خوش این است که مردم ایران بیش از پیش به تاریخ و تمدن کهن خود می بالند و بدان علاقه دارند ، هر چند بعضی ها را خوش نیاید ( که نیاید) !
* مدیر مسؤول عصرایران

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم آبان 1389ساعت 12:58 PM  توسط کورنا  | 

فوت و فن هاي زن داري و شوهرداری...
 

فوت و فن هاي زن داري

مردان اگر مي خواهند محبوب همسرشان شوند و فضايي سرشار از انس و معنويت و صميميت داشته باشند ، به توصيه هاي زير توجه کنند:

1. نسبت به همسر خود ، نگرشي مطلوب و متعالي داشته باشيد و او را امانت الهي بدانيد و در حفظ و نگهداري اين وديعه الهي تلاش کنيد.

2. به همسر خود احترام کنيد و با وي محترمانه صحبت کنيد و در ارتباط با او از عواطف سرشار و محبّت بسيار دريغ نورزيد.

3. حقوق متقابل خود و همسر خود را بشناسيد و در ايفاي حقوق وي تلاش نمائيد.

4. 
باور کنيد که پدر و مادر کانون منظومه خانوادگي هستند که تشعشعات عاطفي خود را در محيط خانواده مي پراکنند و حيات عاطفي را رونق مي بخشند.

5. باور کنيد که پدران و مادران پايه گذاران شخصيت فرزندان و معماران خوشبختي آنان هستند بنابر اين در تقويت روابط خود هر چه بيشتر تلاش کنيد.

6.
 همسر خود را فردي با ارزش و برخوردار از کرامت انساني بدانيد.

در زندگي خانوادگي به برنامه ريزي معتقد شويد و باور کنيد که با داشتن برنامه و التزام به اجراي آن ها مي توانيد مشکلات زندگي خود را کاهش دهيد و از قواي حياتي خود و ساير اعضاي خانواده به خوبي استفاده نماييد.

7.
 همسر خود را فردي مستعد کمال، پيشرفت و تحول بپنداريد.

8. به پيشرفت و ترقي و رشد شخصيت همسر خود علاقمند باشيد و زمينه را براي تحقق اين امر فراهم نمائيد و از اين طريق کانون خانواده را از زوال و فرسايش تدريجي مصون سازيد و عرصه زندگي را براي نوآوري ها بگشاييد.

9. 
زمينه را براي پرورش احساسات مثبت و عواطف سازنده نسبت به همسر خود فراهم سازيد و از داد و ستد عاطفي به سه شيوه قلبي، کلامي و عملي استفاده کنيد و لذا به همسر و شريک زندگي خود ابراز محبّت کنيد همسر خود را قلباً دوست بداريد و با زبان اين امر را ثابت نماييد.

10.
 محبّت خود را به همسرتان به صورت عملي نيز نشان دهيد و لذا سعي نمائيد در روز تولد او، يا روز ازدواج او و يا مناسبت هاي ديگر به او هديه دهيد و از اين طريق محبّت خود را ابراز نمائيد.

11.
 سعي کنيد فهرستي از قابليت ها، صفات مثبت همسر خود را در نظر بگيريد و به موارد مثبت وجود و شخصيت او کاملاً توجه کنيد و در مناسبات با او به اين قابليت ها اشاره نمائيد و از صفات برجسته و مثبت او تعريف کنيد و از اين طريق فضاي خانواده و گفتگو را به فضايي گرم و صميمي و آکنده از روحيه مثبت تبديل نمائيد.

12.
 به جنبه هاي مشترک فکري و روحي خود و همسرتان توجه کنيد و سعي کنيد، خصايص مثبت، سازنده هر دو به تدريج بيشتر شود و از طريق خودآگاهي و خودسنجي به خودسازي برسيد و صفات برجسته انساني را در وجود خود و همسرتان تقويت نمائيد.

13. سعي کنيد با همسرتان تفاهم داشته و رابطه حسنه داشته باشيد. اين تفاهم مي تواند در حضور ديگران و يا در فضاي خلوت زندگي صورت پذيرد. اين امر مستلزم بهره گيري از «هنر خوب شنيدن و خوب گوش دادن است». لذا سعي کنيد در هنگام گفتگوي با همسرتان، به دقت به گفتار او توجه کنيد و اجازه دهيد که مطالب خود را کاملاً بيان کند.

هنگامي که عصباني هستيد، اين گفتار امام علي عليه السلام را مدّ نظر قرار داده و اجرا کنيد:

«به هنگام خشم؛ نه تنبيه، نه دستور و نه تصميم»

14.
 باور کنيد که همسرتان انساني است منحصر به فرد و واجد ويژگي هاي شخصيتي مثبت و منفي. لذا از مقايسه او با ديگران به شدت بپرهيزيد. سعي کنيد او را با گذشته اش مقايسه کنيد و تغييرات رفتاري و پيشرفت فکري و اخلاقي وي را تحسين نمائيد.

15.
 سعي کنيد حالات و روحيات همسر خود را بشناسيد و فهرستي از آرزوها و علائق وي تهيه کنيد و از انتظارات او آگاه شويد. سپس به تأمين خواسته ها و علايق منطقي و اصولي وي خود را ملزم نمائيد.

16. سعي کنيد حريم يکديگر را مراعات کنيد و از جرّ و بحث با هم خودداري کنيد و مطالب بيجا را با سکوت خود و يا ارائه پيشنهاد مناسب به گفتگوهاي سازنده و ثمربخش تبديل کنيد.

17.
 باور کنيد که هر کلمه و گفتار شما، در بردارنده بار عاطفي و رواني است که بر وجود شنونده تأثير مثبت و منفي دارد لذا سعي کنيد از زبان گرم، نرم، ملايم، توأم با احترام و محبّت استفاده کنيد و کلمات «بفرمائيد، بنشين و ....» سه پيام است که هر کدام اثري خاص در ارتباط با ديگران دارند. کوشش کنيد از کلمات موهن، ملالت آور، تحريک آميز، هرگز استفاده نکنيد.

18.
 سعي کنيد براي نيل به تفاهم و مناسبات بيشتر با همسرتان از صداقت و راستي استفاده کنيد. باور کنيد که رمز خوشبختي و توفيق بسياري از خانواده ها، صادقانه بودن آنها و بهره گيري از اين صفت برجسته انساني بوده است.

19.
 به مديريت کانون خانواده اهميت دهيد و سعي کنيد در تصميم گيري و هدايت زندگي از هماهنگي لازم برخوردار شويد و حدود وظايف هر يک از اعضاي خانواده را مشخص نمائيد.

20. سعي کنيد خود را برتر و بالاتر از همسرتان احساس نکنيد و او را شريک زندگي بدانيد و به اين نکته توجه کنيد که درجات تحصيلي، موقعيت اجتماعي، وضعيت سني، امکانات مالي شما، بايد بر ميزان فروتني و خضوعتان بيفزايد، بخصوص زماني که در پيشرفت هاي تحصيلي و موفقيت هاي مادي شما همسرتان نقش اساسي داشته است.

براي نگهداري حريم خانوادگي و روابط صحيح انساني و تقويت امنيت و تفاهم در زندگي سعي کنيد اسرار و راز هاي دروني خانواده را نزد ديگران بازگو مکنيد و از اين طريق اعتماد همسرتان را به خود جلب کنيد.

21.
 براي بقاء، تداوم و تعالي خانواده و دست يابي به کاخ سعادت زندگي، مصلحت زندگي را بر منفعت شخصي ترجيح دهيد و سعي کنيد خواسته هاي فردي خود را در راه تحقق اهداف زندگي و زناشوئي ناديده بگيريد و هر جا که مصلحت بزرگتري مطرح است انعطاف پذيري بيشتري نشان دهيد.

22.
 از لجاجت و رقابت ناسالم با همسرتان جداً پرهيز کنيد. و جاي آن را به يکدلي، يکرنگي، صميميت و رفاقت بدهيد. باور کنيد يکي از مهمترين عوامل تزلزل در بناي خانواده و آغاز نابساماني و مشکلات خانوادگي، لجبازي دو همسر با هم و عدم پذيرش يکديگر مي باشد. سعي کنيد همسرتان را آنگونه که هست بپذيريد و روابط خود را بر پايه دوستي و محبّت تنظيم کنيد.

23. سعي کنيد در صدد تملک کامل همسرتان نباشيد و از مرز تعادل خارج نشويد.

24. به اصل تفاوت هاي فردي معتقد باشيد و باور کنيد که زن و شوهر دو موجودند که از نظر هوش و استعداد و علايق و خصايص جسماني و اخلاقي تفاوت هايي دارند. سعي کنيد حداکثر توافق بين خصايص شما و همسرتان به تدريج برقرار گردد و وجود يکديگر را مکمّل و متمم هم بدانيد و به تکامل هم کمک کنيد.

25.
 هميشه به همسرتان متذکر شويد که کار او به ويژه در خانه براي شما با ارزش است لذا سعي کنيد کار مرد و زن خانه را کم ارزش و کار بيرون از خانه را با ارزش تلقي نکنيد. اين امر در تقويت روحيه و مباني خانواده تأثير زيادي دارد.

26.
 به اصل مشارکت در زندگي خانوادگي معتقد باشيد و سعي کنيد تمام کارها را تنها خودتان انجام ندهيد بلکه از همسرتان و فرزندان خود کمک بگيريد. باور کنيد که در ازدواج و تشکيل خانواده مرد و زن عالي ترين سرمايه هاي وجود خود يعني روح و قلب و عواطف و آرزوها و احساسات و امکانات خود را به مشارکت گذاشته و با قبول همفکري، همياري، مددکاري و تعهدات گوناگون، بهترين جلوه مشارکت را ارائه کرده اند. به اين نکته اهميت دهيد که امروزه مدير موفق مديري است که به قابليت ها و قدرت هاي اعضاي خانواده خود بهاي لازم داده و شرايط را براي بروز و ظهور اين توانمندي هاي خدادادي مساعد مي نمايد. لذا با مشارکت با هم فضاي خانه را به فضايي بالنده و ثمربخش مبدل سازيد.

28.
 اگر به دليل کار زياد و تعهدات بيرون از منزل قادر نيستيد، عملاً به همسرتان کمک کنيد، علاقه خود را به کمک و همکاري با او ابراز نمائيد و از حمايت خود، وي را مطمئن سازيد.

29. 
در مديريت خود از مرد سالاري و زن سالاري خودداري کنيد و براي داشتن يک خانواده متعادل از حق سالاري پيروي کنيد و به گفتار امام باقر عليه السلام که مي فرمايد: «حق را بگوييد، گرچه بر عليه خودتان باشد» کاملاً توجه نمائيد. در مديريت خانه، مرد يا زن هيچکدام نبايد نظرات و سليقه هاي خود را بر ديگري تحميل نمايند و لذا بايد کلام حق و منطق صحيح را چه از جانب مرد و چه از جانب زن باشد بپذيريد.

30. 
براي تعادل در زندگي و کاميابي هر چه بيشتر، از خوش خلقي و گشاده رويي و چهره اي پر نشاط استفاده کنيد و کوشش کنيد که با شيوه هاي گوناگون گرد و غبار افسردگي را از چهره همسرتان بزداييد. هرگز اجازه ندهيد افکار مأيوس کننده و منفي بر وجود اعضاي خانواده شما سايه افکند و ريشه هاي شادکامي و شادابي شما را ازبين ببرد.

 فوت و فن های شوهرداری

آرامش و صفای خانواده علاوه بر این که در پرورش صحیح فرزندان فوق العاده مؤثر است، محیطی گرم و صمیمی برای ابراز عشق همسران نسبت به یکدیگر پدید می آورد، و ایشان را کمک می کند که به صورتی شایسته و درست به وظایف خویش عمل نمایند. از جمله عوامل مؤثر در ایجاد صفا و صمیمیت، سازگاری زن با شوهر و صبر و شکیبایی او در همسرداری و خانه داری است که از نظر اخروی و معنوی نیز پاداش فراوانی را به دنبال دارد ، هم چنانکه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند: خوشا به سعادت آن زنی که همسرش از وی راضی باشد که این رضایت مقام او را بالا می برد.

البته عکس این مطلب هم صدق می کند و مردان نیز باید رفتاری مناسب داشته باشند اما در این مقاله بحث ما شوهر داری است و در مقاله ای جداگانه به روش های زن داری مناسب هم اشاره می کنیم.

 ۱- به همسرتان توجه کنید و علاقه خود را به او با زبان ابراز دارید.

اغلب مردان دوست دارند که از مردانگی آنها تعریف و تمجید شود. آن ها تشنه تعریف و تمجید شما هستند. وقتی مردی تمجید شود مایل است به سرعت به آن پاسخ دهد. به او بگویید که چه همسر توانا و خوبی است . به شوهرتان بگویید که دوستش دارید و او را مناسب ترین مردی می دانید که توانسته اید با او ازدواج کنید.

 2- با شوهر خویش خوش رو و خوش زبان باشید.

از نکات بسیار مهم در جلب محبت شوهر، رعایت اخلاق حسنه است. همیشه با گرمی و مهربانی و به آهستگی با شوهر خود صحبت کنید. هیچ گاه صدای تان را در مقابل او بلند نکنید مبادا کلمات توهین آمیز درباره او به کار برید، هرگز او را به دلیل معایب یا نواقصش مورد استهزا قرار ندهید.

 ۳- به او نیکی کنید.

سعی کنید نیازهای او را قبل از آن که بر زبان آورد ، بر آورده کنید. قبل از آن که به شما بگوید.وقتی خسته از سر کار می آید برای او نوشیدنی ببرید. انجام این امور به ظاهر ساده، در جلب محبت شوهر بسیار مؤثر است.

 ۴- او را در رسیدگی و کمک به مادر و خانواده اش تشویق کنید.

از کمک های شوهرتان به مادر و خانواده اش، اظهار رضایت و خوشحالی کنید. خودتان به او پیشنهاد کنید که به دیدن خانواده اش برود. در مناسبت ها برای خرید هدیه با او همکاری کنید. همچنین خودتان هدایایی برای مادر و خانواده اش بخرید و به او بگویید که به آن ها تقدیم کند. با انجام چنین اعمالی، شوهرتان را خوشحال می کنید و او سعی می کند در مقابل این همه گذشت و مهربانی، چند برابر برایتان فداکاری کند.

 5- خود را برای شوهرتان بیارایید و به تمایلات همسرتان با رغبت پاسخ دهید.

خود را در مقابل همسرتان، زیبا جلوه دهید ، با سر و وضع مرتب و آراسته در مقابل او ظاهر شوید و زیباترین لباس ها و زیورآلات خود را در حضور او بپوشید. این ها نشانه علاقه شما به شوهر است و محبت او را نسبت به شما افزایش می دهد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«از وظایف زن در قبال شوهر آن است که خود را برای او با خوش بوترین عطرها ، خوش بو سازد. بهترین لباس ها را در حضور او بپوشد و به بهترین صورت، آرایش نماید.»

مطلب دیگر آن که برای مردان، نشان دادن عشق از طریق ارتباط زناشویی، بسیار راحت تر از بیان کلامی است. برای آن که شوهرتان به لحاظ احساسی و عاطفی خود را وقف شما کند ، لازم است نیازهای او را بر آورده سازید. او نیاز دارد بداند که به او تمایل دارید. اگر شوهرتان در روابط عاطفی و زناشویی ، احساس رضایت کند قطعا به نیازهای عاطفی شما پاسخ می گوید.

 ۶- توجه به او بیشتر از فرزندان باشد.

زمانی که فرزندان به دنیا می آیند ، پس از گذشت چند ماه چون تمام توجه شما صرف مراقبت از فرزندتان می گردد و به شوهرتان به طور ناخودآگاه توجه کمتری می کنید. ممکن است شوهرتان احساس تنهایی کند در چنین مواردی حواس تان باشد که پدر بچه ها را فراموش نکنید و توجه شما بیشتر به شوهرتان باشد. این کار علاوه بر آموزش رعایت احترام پدر به فرزندان، حاکی از احترام شما به شوهرتان نیز هست.

 ۷- پذیرش سرپرستی مرد بر خانواده

می دانیم که مرد مسئولیت سرپرستی خانواده و مدیریت کلان آن را بر عهده دارد و این مسئولیت به دلیل ویژگی های خاص جسمانی و عقلانی، بر عهده او گذاشته شده است. از سوی دیگر، مرد در صورتی قادر به انجام این وظیفه خواهد بود که همسر و فرزندان، تصمیمات اتخاذ شده از سوی او درباره خانواده را بپذیرند. تصمیماتی از قبیل شهر یا محل سکونت، ادامه تحصیل، اشتغال و …. بدون پذیرش از سوی زن، قابل اجرا نخواهد بود. گردن نهادن به این تصمیم ها از سوی زن، نشانه پذیرش حق سرپرستی مرد بر خانواده و رعایت حرمت اوست. ناگفته پیداست که مرد در اتخاذ تصمیم هایش درباره خانواده، باید با همسر خود مشورت کند و با مد نظر قرار دادن دیدگاه ها بهترین و معقولانه ترین تصمیم را که به نفع همه اعضای خانواده باشد اتخاذ نماید.

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم آبان 1389ساعت 12:16 PM  توسط کورنا  | 

شكايت از چك برگشتي؛ كي و به كجا؟
جام جم آنلاين: آيا در صف باجه بانك، افرادي را ديده‌ايد كه با در دست داشتن برگه چكي به اميد پاس شدن آن ايستاده؛ ولي متوجه مي‌شوند كه در حساب صادركننده چك، هيچ پولي نيست و حال آنها مانده‌اند و يك چك برگشتي؛ يا در راهروهاي تودرتوي دادگستري، افرادي را كه پشت درهاي بسته مانده و با چك برگشتي كه در دست دارند، قادر نيستند به مرجع صالح رسيدگي شكايت كرده و به طلب خود برسند و دائما از خود مي‌پرسند كه اين چه دادگاهي است؟

 چه عدالتي؟ چرا هيچ كسي شكايت مرا قبول نمي‌كند؟ به كجا بروم و از همين قبيل سوالات.

بله، همه اين سوالات و اتفاقات بسيار زيادي كه بخصوص در سال‌هاي اخير همراه با ترس و بي‌اعتمادي نسبت به چك و استفاده از آن شده است، همگي ناشي از نداشتن آگاهي نسبت به مقررات چك و استفاده صحيح از آن است. بنابر اين اگر اطلاعات حقوقي ما از قوانين چك كافي باشد، كمتر دچار مشكل مي‌شويم.

كدام چك، كيفري است و كدام حقوقي؟

حتما تا به حال شنيده‌ايد كه مي‌گويند آيا چك كيفري است يا حقوقي؟ اين عبارت فقط در مورد چك‌هاي برگشتي (بلامحل) استفاده مي‌شود و مربوط به نوع مسووليت شخص صادركننده چك است. اگر چك كيفري باشد، مي‌توان علاوه بر اين‌كه وجه چك را دريافت كرد، صاحب حساب (صادركننده) را نيز به زندان انداخت؛ ولي اگر چك حقوقي باشد، فقط مي‌توان وجه چك را دريافت كرد. البته ناگفته نماند كه نوع چك در سرعت و نحوه رسيدگي در دادگاه متفاوت است و در چك كيفري زودتر و راحت‌تر به پولمان خواهيم رسيد؛ اما در چك حقوقي به خاطر آيين دادرسي پرپيچ و خم، ديرتر به نتيجه خواهيم رسيد.

اصولا اگر اشخاص با يكي از موارد زير مواجه شدند، مي‌توانند چك را برگشت بزنند:

1ـ نبودن وجه نقد يا كافي نبودن آن

2ـ صدور دستور عدم پرداخت وجه چك به بانك از طرف صاحب حساب

3ـ تنظيم چك به صورت نادرست از قبيل عدم مطابقت امضا، اختلاف در مندرجات چك، قلم‌خوردگي و...

4ـ صدور چك از حساب مسدود

اما نكته مهم آن است كه وصف كيفري و حقوقي زماني مطرح مي‌شود كه دارنده چك برگشتي، آگاهي‌ نسبت به مدت زمان قابل قبول براي طرح شكايت را ندارد. به موجب ماده (11) قانون صدور چك، مهلت شكايت كيفري عليه صادركننده چك 2 دوره 6 ماهه مي‌باشد. منظور از اين دو دوره، ابتدا حداكثر تا 6 ماه پس از تاريخ صدور چك است كه دارنده چك مي‌تواند آن را برگشت زده و گواهي عدم پرداخت دريافت كند. پس اگر در اين مدت، دارنده چك آن را به بانك ارائه نداده و مقدمات شكايت را فراهم نكند، اين مهلت از بين مي‌رود و ديگر قابل تعقيب كيفري نيست. 6 ماه دوم از تاريخ صدور گواهي عدم پرداخت است، بدين منظور كه اگر دارنده چك در مهلت 6 ماه پس از تاريخ صدور، چك را به بانك برده و در صورت نبود وجه نقد در حساب، آن را برگشت زده و گواهي عدم پرداخت از طرف بانك صادر شود، از اين تاريخ وي نيز 6 ماه وقت رسيدگي كيفري در محاكم دادگستري را خواهد داشت؛ ولي اگر دارنده چك در مهلت‌هاي ياد شده، اقدامي نكند، ديگر امكان شكايت كيفري و محكوم كردن صادركننده چك به مجازات‌هايي كه در قانون ذكر شده است، وجود ندارد و مي‌توان از طريق طرح دعواي حقوقي و تقديم دادخواست به دادگاه صالح تنها به طلب مادي و خسارت‌هاي وارده دست يافت كه اين امر مستلزم جريان طولاني دادرسي است و دارندگان چك بي‌محل تمايل چنداني به استفاده از آن را ندارند.

براي مثال تاريخ صدور چكي 10‌/‌1‌/‌89 است، دارنده چك براي تعقيب كيفري فقط 6 ماه فرصت دارد كه چك را برگشت بزند؛ يعني تا تاريخ 10‌/‌7‌/‌89. حال اگر در اين مدت چك را برگشت زد، مي‌تواند تا 6 ماه پس از اين تاريخ (برگشت زدن چك يا دريافت گواهي عدم پرداخت از بانك) به مراجع صالح برود و اقامه دعواي كيفري كند؛ اما اگر تا تاريخ 10‌/‌7‌/‌89 چك را برگشت نزند، ديگر نمي‌تواند تقاضاي تعقيب كيفري كند و از مهلت 6 ماه دومي استفاده كند.

چك برگشتي كيفري و شكايت در دادسرا

هرگاه دارنده چك يا كسي كه چك به نام او پشت‌نويسي شده است، متوجه شود كه در حساب صاحب چك، پولي وجود ندارد كه به او بپردازند، بايد در ابتداي امر، چك را برگشت بزند و پس از آن يك گواهي عدم پرداخت كه شامل هويت چك و صادركننده آن و علت عدم پرداخت چك است را به همراه مهر و امضا از بانك دريافت كند تا بتواند مراحل بعدي شكايت و پيگيري خود را آغاز كند. با در دست داشتن چك برگشتي (چك بلامحل) دارنده چك براي شروع تعقيب كيفري بايد اقدامات زير را انجام دهد:

1ـ از پشت و روي اصل چك 2 نسخه كپي تهيه كند.

2ـ از گواهينامه عدم پرداخت بانك مبني بر علت عدم پرداخت چك 2 نسخه كپي تهيه كند.

3ـ كپي‌هاي تهيه شده را در مرجع قضايي محل برابر با اصل كند.

4ـ شكايت را در فرم‌هاي چاپي مخصوص تكميل و امضا كند.

5ـ متن شكايت را به اتاق تمبر برده و برابر مبلغ هزينه شكايت چك بلامحل، آن را تمبر كند

4ـ اصل چك برگشتي و شناسنامه يا كارت شناسايي را همراه با مدارك بالا به مرجع قضايي تحويل دهد. حال دارنده چك بايد در زمان مناسب يعني همان 6 ماه از تاريخ گواهي عدم پرداخت با در دست داشتن مداركي كه قبلا بيان شد، به دادسراي محل مراجعه و با طرح شكايت كيفري خواستار مجازات صادركننده چك بلامحل گردد.

درخصوص مجازات چك‌هاي برگشتي كه مشمول تعقيب كيفري هستند، ماده 7 قانون صدور چك اصلاحي سال 82 مي‌گويد: الف) چنانچه مبلغ مندرج در متن چك كمتر از 10 ميليون ريال باشد، به حبس تا حداكثر 6 ماه محكوم خواهد شد. ب) چنانچه مبلغ مندرج در متن چك از 10 ميليون ريال تا 50 ميليون ريال باشد، از 6 ماه تا يك سال حبس محكوم خواهد شد. ج) چنانچه مبلغ مندرج در متن چك از 50 ميليون ريال بيشتر باشد، به حبس از يك سال تا 2 سال و ممنوعيت از داشتن دسته چك به مدت 2 سال محكوم خواهد داشت. همچنين ماده 10 قانون چك اعلام مي‌دارد كه هر كسي با علم به بسته بودن حساب بانكي خود، چك صادر نمايد به حداكثر مجازات مندرج در ماده (7) محكوم مي‌‌شود.

مراجعه به مراجع ثبتي

راه ديگر براي رسيدن به حقوق دارنده چك، اقدام از طريق مراجعه به اجراي ثبت براي وصول وجه چك است.

به گفته ماده (2) قانون صدور چك «چك در حكم سند لازم‌الاجراست» پس براي چك صدور اجراييه پيش‌بيني شده است.

دارنده چك پس از مراجعه به بانك و اطلاع از غيرقابل پرداخت بودن چك، با دريافت گواهينامه عدم پرداخت براي صدور اجراييه، عين چك را به انضمام گواهينامه مبني بر مطابقت امضاي چك با نمونه موجود آن در بانك كه از سوي بانك صادر مي‌شود، به اجراي ثبت اسناد محل تسليم و تقاضاي صدور اجراييه مي‌كند. البته قبل از صدور اجراييه، متقاضي بايد مبلغ حق‌الاجرا را در صندوق اجراي ثبت توديع نموده و نيز اقدام به معرفي اموال متعلق به صادركننده چك به غير از مستثنيات دين (مثلا فرش يا يخچال) كه از موارد ضروري براي زندگي است، كند.

آخرين راه و شكايت در مراجع قضايي (دادگاه)‌

اگر دارنده چك از شرايطي كه موجب تعقيب كيفري مي‌شود، استفاده نكرده باشد، اين حق براي وي محفوظ است تا به منظور مطالبه مبلغ چك، اقدام به تنظيم و تقديم دادخواست عليه صادركننده به دادگاه عمومي محل انجام معامله يا اقامتگاه صادركننده چك (خوانده) كند. دارنده چك بايد با در دست داشتن 2 نسخه فتوكپي مصدق چك بلامحل و نيز 2 نسخه فتوكپي مصدق گواهينامه عدم پرداخت چك بلامحل توسط بانك و تكميل و امضاي 2 نسخه برگ دادخواست به دادگاه و الصاق تمبر قانوني به آن، مراحل اوليه را تكميل و تقديم دادگاه كند.

البته چك‌هايي كه مبلغ آنها تا 50 ميليون ريال است، مي‌بايست همراه با مدارك بالا و در دست داشتن فيش واريزي بانك ملي به مبلغ تعيين شده، به واحد ارجاع حل اختلاف واقع در شهر يا استان مربوطه مراجعه كرده تا بعد از ارجاع مدارك به شعبه صالح( اقامتگاه خوانده) رسيدگي توسط شعبه حل اختلاف آغاز شود.

علي طالبي ‌/‌ جام‌جم

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم آبان 1389ساعت 12:10 PM  توسط کورنا  | 

مادری که پس از مرگ نیز به فکر کمک به فرزند و همسر خود بود و ...........

 

 

 

در یکی از جلسات احضار ارواح در میان حاضرین جوانی بود که بسیار اصرار داشت روح پدرش احضار شود تا بتواند موضوعی را که بین او و پدرش بوده و به بعد از مرگ یکی از دو نفر محول شده را جویا شود ، برای این جوان توضیح داده شد که دیگر حاضرین هم به همین منظور آمده اند و برای این موضوع می بایست از قبل هماهنگ شود اما پسر جوان همچنان اصرار داشت و خطاب به حاضرین درخواست کرد تا لحظه ای به او گوش کنند و پس از آن اگر قبول نکردند دیگر اصرار نخواهد کرد و سپس گفت من و پدر و مادرم در کنار هم به خوبی و خوشی زندگی می کردیم تا اینکه من کمی بزرگتر شدم و با چند نفر از دوستانم مدام در حال تفریح بودیم و مادرم از این بابت خیلی نگران بود و مرتب مرا نصیحت می کرد اما پدرم مخالف مادرم بود و می گفت بگذار راحت باشد جوان است و باید تفریح کند روزی مادرم مرا صدا زد و گفت تو با این سر و وضع و رفتار آبروی ما را همه جا برده ای اگر به کارهایت ادامه دهی شیرم را حلالت نمی کنم و از این حرفها که من گفتم مادر حلال و حرام کدام است مگر من خواستم که به من شیر بدهی هنوز نفهمیدی که هر چه هست همین دنیاست و بس ، آخرت و قیامت و این حرفها کدام است در همین حین پدرم رسید و موضوع را فهمید که به مادرم پرخاش کرد و گفت تو هنوز از این چرندیات دست بر نداشتی و حالا این بچه را هم با این حرف ها دیوانه می کنی و بعد رو به من کرد و گفت پسرم من در این سالهای عمرم خیلی تلاش کردم و بهتر از آنهایی که دنبال خدا پیغمبر و اون دنیا و آخرت و قیامت هستند زندگی کردم و بدان فقط همین دنیا هست و دوباره زندگی نمی کنی پس تا می توانی از فرصت ها استفاده کن و لذت ببر . این روش زندگی ادامه داشت تا اینکه سه سال قبل مادرم فوت کرد و چند ماهی از مرگش گذشته بود که شبی خوابش را دیدم که می گفت پسرم دست از این کارها بردار و با پدرت هم صحبت کن و به او بگو بعد از مرگ حیات ادامه دارد ، صبح که بیدار شدم پیش خودم گفتم از بس زمان حیاتش مرا نصیحت می کرد خوابش را هم که می بینم در حال نصیحت کردن است ، چندی بعد مجدداً همان خواب را دیدم و ده ها بار تکرار شد ولی اهمیت نمی دادم تا اینکه شبی روی تخت دراز کشیده بودم و در فکر بودم که ناگهان سایه ای را دیدم که به سمت من می آمد وقتی نزدیک شد دیدم شبه مادرم است که به صورت هاله ای نورانی مجسم شده بود و گفت پسرم همانطور که در خواب هم گفتم با پدرت صحبت کن تا توبه کند زیرا وقت زیادی برایش نمانده است و بعد ناپدید شد ، موضوع را با پدرم در میان گذاشتم و گفتم شاید حرفهایش درست باشد که پدرم خنده ای کرد و گفت نه من قصد مردن دارم نه تو ، احتمالاً با معدۀ پر خوابیده بودی و یک ماه پس از این قضیه پدرم در اثر تصادف با یک اتومبیل راهی بیمارستان شد و پس از تلاش زیاد پزشکان در اثر خونریزی داخلی فوت کرد و حالا پس از مدتها دوباره هفتۀ گذشته مادرم در مقابل چشمانم چون گذشته ظاهر شد و این بار گفت پسرم برای تو نیز وقت زیادی نمانده توبه کن و ایمان بیار تا مانند پدرت پس از مرگ دچار عذاب نشوی و حالا نمی دانم فرصتم کی تمام می شود اما آمده ام تا ببینم واقعاً پدرم در چه شرایطی است و حقیقت چیست؟ حاضرین پس از شنیدن حرفهای پسر جوان قبول کردند وقت جلسه را در اختیارش قرار دهند و بعد از شروع جلسه تلاش برای احضار روح پدر پسر جوان شروع شد اما بسیار طول کشید تا صدایی ضعیف و بیمارگونه شنیده شد که می گفت من کجا هستم از من چه می خواهید به او گفته شد شما در یک جلسۀ احضار ارواح در جهان مادی هستید که به درخواست پسر شما انجام شده و بعد از پسر جوان خواسته شد تا صحبت کند و چنین سؤالاتش را آغاز کرد ، آیا تو واقعاً پدر من هستی روح گفت بله و پسر جوان پرسید چگونه فوت کردی روح گفت در اثر تصادف و پسر جوان گفت بعد از مرگ چه شد؟ روح گفت ، تا مدتی نمی دانستم چه اتفاقی افتاده در یک محیط بسیار تاریک که هیچ چیزی وجود نداشت قرار داشتم فکر می کردم در قبر هستم بسیار دردآور بود تا اینکه کمی اطرافم روشن شد نمی دانم چه زمانی طول کشید و اینک نیز در همان محیط هستم کسی به جز من نیست و تنها هستم . پسر جوان پرسید ، آیا از مادرم خبری داری؟ گفت دوبار او را دیده ام یک بار وقتی در فضایی تاریک بودم که بجز سیاهی چیزی نبود فکر می کردم درون قبر هستم که نوری پدیدار شد و آن مادرت بود که برایم گفت در کجا هستم و یک بار هم در همینجا ، پسر جوان پرسید یعنی روح مادرم در اینجا حضور دارد؟ روح گفت بله و به کمک او توانستم در اینجا حاضر شوم ، پسر جوان پرسید آیا می توانم با مادرم هم صحبت کنم روح گفت مادرت می گوید نیازی نیست و همه چیز را قبلاً برای تو گفته است . پسر جوان که ظاهراً هنوز کمی در تردید بود از روح پدرش پرسید می شود بگویی در کجا تصادف کردی روح پاسخ داد یکشنبه شب مقابل مغازه ساعت 10 بود که تصادف کردم اما دو روز در بیمارستان بودم و بعد فوت کردم و پسر جوان گفت آیا حق با مادرم بود روح پاسخ داد البته ولی من فرصت را از دست دادم امیدوارم تو این فرصت را از دست ندهی تا دچار این درد و رنج و تاریکی که من بودم نشوی . بعد از پایان جلسه پسر جوان شماره تلفن چند نفر از حاضرین را گرفت تا با آنها در ارتباط بوده و به درک مسائل روحی به او کمک کنند و یک ماه پس از آن پسر جوان در اثر سکتۀ قلبی درگذشت .

+ نوشته شده در  شنبه هشتم آبان 1389ساعت 2:47 PM  توسط کورنا  | 

اگر به حقیقت وجودی روح پی برده باشیم و جسم را فقط وسیله ای برای حضور روح در این جهان بدانیم با دیدن .......

 

در این جهان مادی چنانچه انسان بخواهد گامی در جهت شناخت حقیقت وجودی روح برداشته و خود را از باور غلط مادیات دور نماید بهترین راه این است که ابتدا به جدا بودن روح از جسم یقین داشته و آن را با تمام وجود باور کند و جسم را مانند لباسی برای روح ببیند البته هم اینک بسیاری هستند که به این مسئله واقفند اما با تمام باورهایی که در این زمینه دارند باز مشاهده می شود وقتی با صحنۀ تصادفی برخورد می کنند که در آن جسمی شدیداً آسیب دیده بلافاصله باورهای خود را که عمیق نبوده و حالات سطحی دارد رها کرده و برای حادثه دیده و بازماندگانش اظهار تأسف و ناراحتی می کند و فراموش می کند که برابر آنچه معتقد است روح بدون آسیب و در سلامت کامل خود در صحنه شاهد ماجرا است . در اینجا اگر باور ما باطنی و حقیقی باشد باید بگوییم بندۀ خدا لباس قشنگش خراب شد زیرا جسم فقط تن پوشی برای روح است آن هم جهت حضور در این جهان مادی یعنی ابدی نیست و برای روح نیز مطلق دائم نمی باشد چنانچه این تصور و طرز تفکر در جامعه شکل بگیرد ارزش ها در برقراری ارتباط میان افراد بالا رفته و اجازه نمی دهد ظاهر اشخاص در آن دخالت کند امروزه ارتباط های مجازی در صورتی که یک ارتباط تجاری یا با اهداف اقتصادی نباشد از صداقت گفتاری بالایی برخوردار است زیرا در اینجا ملاک دوستی همخوانی تفکرات و مسیرها است و ظاهر دخالتی ندارد و در حقیقت می توان گفت روحیۀ این افراد است که با یکدیگر همخوانی و نزدیکی دارد که ارتباط برقرار و پایدار می گردد ولی متأسفانه در جامعه چنین نبوده و در بسیاری از موارد ظاهر اشخاص ملاک انتخاب و انجام برخی مراودات می باشد البته ناگفته نماند موارد بسیاری وجود دارد که در دراز مدت تأثیرات زیادی از خود در چهرۀ افراد به جا می گذارد که در صورت شناخت این تأثیرات انسان می تواند با نگاه کردن به چهرۀ افراد به بعضی از خصوصیات اخلاقی و گذشتۀ آنان پی ببرد اما لازم است که تأثیرات به جا مانده از محیط در چهره را نیز بشناسد که بتواند با اشراف کامل به موضوع توجه کند که این امر برای همه میسر نبوده و نادر است پس اجتناب از ملاک قرار دادن ظاهر افراد پسندیده و لازم است . همچنین باید نگاهی داشته باشیم به آنچه که امروز از دید ما پنهان است به عنوان اصل و حقیقت وجود بدانیم و آنچه را که به عنوان اصل در نظر ما آشکار است و با توجه به اینکه آیندۀ او را در پیوستن به خاک دیده ایم وسیله ای بدانیم برای حضور در این جهان . 

+ نوشته شده در  شنبه هشتم آبان 1389ساعت 2:41 PM  توسط کورنا  | 

ايدز و خطرات آن - زنان ، ايدز و موضوع همجنسگرايي
 

دختران در سن کمتر و به ميزان بيشتری نسبت به پسران در معرض خطر آلودگی به HIV قرار دارند
آيا دختران نوجوان و جوان در معرض خطر آلوده شدن قرار دارند؟
جوانان يکی از گروه هايی بودند که به مراتب در مقابل HIV و ايدز ايمن بودند. اما امروزه بيش از نيمی از افرادی که آلوده می شوند را جوانان زير 25 سال تشکيل می دهند. در اين ميان دختران نسبت به پسران به ميزان بيشتری و در سنين پايين تری در معرض خطر آلودگی به HIV قرار گرفته اند. دختران جوان در هنگام داشتن رابطه جنسی دارای قدرت تصميم گيری کمی هستند. به دليل کمتر بودن سن بلوغ جنسی و شروع فعاليت های جنسی در سنين پايين تر با مسايلی مانند رابطه امن تر معمولاً آگاهی کم تری دارند. و يا در استفاده از وسايل محافظتی مانند کاندوم يا شرايط انتخاب کردن را ندارند و يا آگاهی و دانش لازم در اين باره را ندارند. آنان همچنين برای محافظت از خود در برابر مشکلاتی مانند سوءاستفاده جنسی، بهره برداری جنسی و اعتياد بسيار آسيب پذير می باشند. چرا دختران در سنين جوان تری درمعرض خطر قرار دارند؟
چرا دختران جوان نسبت به همسالان پسر خود زودتر و بيشتر آلوده می شوند؟
بسياری از دختران جوان به دليل داشتن شريک جنسی مرد بزرگتر از خود و گاه داشتن همسر مسن تر آلوده می شوند. همچنين ناحیه تناسلی يک دختر نوجوان به راحتی دچار زخم می شود و به نسبت يک زن مسن تر برای دريافت آلودگی بسيار مستعد تر می باشد. 
دختران جوان بسياری دچار آلودگی شده اند به دليل اينکه در موقعيتی آسيب پذيری قرار داشته اند، برای نمونه کار کردن به عنوان کارمند و يا خدمتکار دختر در بين آشنايان و يا کارفرمايان ثروتمند که آنان را مورد تجاوز قرار داده اند. علاوه بر اين خيلی از دخترهای جوان وقتی به يک رابطه طولانی و يا ازدواج تن می دهند به دليل داشتن نياز و فقدان امنيت لازم به ارتباط با مردهای مسن تر و با اختلاف سنی قابل توجه تن می دهند. 
بسياری از دختران جوان نيز ممکن است به علت نياز مالی به رابطه با يک مرد مسن تر تن بدهند که ممکن است از آن ها انتظار عدم استفاده از کاندوم را داشته باشد. 
 
ديگر دلايل آسيب پذير تر بودن دختران جوان
•  معمولاً دختران جوان به نسبت پسرها و مردان دستيابی کمتری به مراقبت های پزشکی دارند. همچنين آنان معمولاً بايستی برای پرداخت هزينه های پزشکی و مراقبت های بهداشتی از مردان (همسر، پدر و يا برادر) خواهش کنند و از آنان بخواهند که اين هزينه ها را پرداخت کنند.

•  هنوز دختران جوان بسياری هستند که به ازدواج ناخواسته و زود هنگام تن می دهند که اين موضوع آنان را از دستيابی به آموزش کافی و مورد نياز باز می دارد. در موارد بسياری برای دختران از سوی اقوام تصميم گرفته می شود که چه زمانی خانه والدين را ترک کنند و به ازدواج تن بدهند.

•  مردان بسياری هستند که با داشتن سن بالا به جستجوی دختران باکره و به اصطلاح پاک و دست نخورده می پردازند.

•  بسياری از افراد جوان اچ.آی. وی. و ايدز را موضوع خود نمی دانند، بسياری از افراد بين 15 تا 19 سال گمان می کنند که در معرض خطر آلودگی قرار ندارند. (ضرب المثلی قديمی در اين باره می گويد که همه گمان می کنند که مرگ فقط مال همسايه است.)

بنابراين آسيب پذيری در دختران ترکيبی از مسايل طبيعی٬ زيستی٬ اجتماعی و فرهنگی می باشد. 
زنان، ايدز و موضوع همجنسگرايي
آيا زنان همجنسگرا هم در معرض خطر آلودگی قرار دارند؟
زنان همجنسگرا نيز از جمله گروه های در معرض خطر آلوده شدن به ويروس اچ. آی. وی. می باشند . هر چند که به اشتباه٬ تصور عمومی بر آن است که اين گروه بر عکس همجنس بازان مرد به دليل عدم امکان دخول مستقيم و طبيعی در خطر نمی باشد. 
هيچ زنی از سابقه جنسی شريک جنسی زن خود کاملاً آگاه نبوده و نمی داند که سابقاً با چه مردی بوده است و يا شايد قبلاً مواد مخدر تزريقی استفاده کرده و آيا شايد هنوز هم استفاده می کند. همچنين ممکنست که زنی که با او رابطه دارددر گذشته با مردی رابطه داشته و ....
آيا توجه به نوع همجنس و همجنسگرايی يک دوره از بلوغ افراد جوان است؟
برای بعضی افراد آری و برای بعضی نه. بسياری از افراد در دوران بلوغ جنسی خود، تجربه و احساسی از ارتباط و رابطه جنسی با شريک همجنس نداشته اند. در تحقيقی که در سال 90 ميلادی در کشور انگلستان صورت گرفت نشان داد که بسياری از زنان اولين رابطه خود با شريک جنسی همجنس را برای نخستين بار در دوره های سنی بيست سالگی، سی سالگی و يا حتی مسن تر تجربه کرده اند. اما شواهدی وجود دارد که نشان می دهد برای اغلب اين افراد تجربه تماس با شريک همجنس بيشتر جنبه يک نوع تجربه جديد و يا گذر از مرحله ای به مرحله ديگر داشته است. و اين نمی تواند که دليلی به همجنس گرا بودن آنان باشد.در جوامع ايران، افغانستان و تاجيکستان روش علمی دقيقی برای بررسی اين موضوع وجود ندارد اما احتمال میرود که به دليل شرايط اجتماعی و محيطی ايران، در مواردی اولين تجربه های دختران جوان نسبت به مسايل جنسی، کنجکاوی ها و فراگيری های جنسی آنان، با شريک جنسی همجنس شکل می گيرد که اين موضوع می تواند بيشتر جنبه تجربه و گذر به بلوغ جنسی را داشته باشد. آنان سعی می کنند که از اين راه جايگاه شخصيتی خود را بيابند و بدانند که در دوران بزرگسالی چه خواهند خواست. از اين جهت اين دوره می تواند کاملاً غیر طبيعی نباشد.

+ نوشته شده در  شنبه هشتم آبان 1389ساعت 1:54 PM  توسط کورنا  | 


بيشتر بدانيم ...
 HIV چيست ؟
HIV مخفف ""Human Immunodeficiency Virus به معني "ويروس نقص ايمني انسان" مي‌باشد. ويروس ، يك ذره زنده خيلي كوچك است كه مي‌تواند تكثير و پخش شود اما براي زندگي نياز به موجود زندة ديگري دارد. وقتي ويروس، سلولي را آلوده كند شروع به تكثير در داخل آن سلول مي‌كند كه در نهايت منجر به آسيب آن سلول مي‌شود. 
انسان مي‌تواند توسط فرد ديگري كه به HIV مبتلا است آلوده شود و او نيز مي‌تواند بقيه افراد را آلوده كند و بر اين اساس HIV منتشر مي‌شود.
به فردي كه به HIV آلوده است HIV) +HIV مثبت) اطلاق مي‌شود.
(سيستم ايمني، گروهي ازسلولها و ارگانها هستند كه بدن را در برابر ويروسها و عفونتها محفاظت مي‌كنند.)
چرا HIV خطرناك است ؟
اگر سيستم ايمني بدن به ويروسها حمله مي‌كند و آنها را مي‌كشد پس مشكل چيست ؟
ويروسهاي مختلف به سلولها و بافتهای مختلفي از بدن حمله مي‌كنند. برخي ويروسها به پوست، برخي به دستگاه تنفسی و … حمله مي‌كنند. چيزي كه HIV را اين چنين خطرناك كرده اين است كه HIV به خود سيستم ايمني حمله مي‌كند. سيستم ايمني، گروهي ازسلولها هستند كه بدن را در برابر انواع عفونتها محفاظت مي‌كند و بدون آنها٬ توانايي بدن براي مبارزه با نواع عفونتها تضعيف مي‌شود. لذا وقتی ويروس HIV وارد بدن فردی شود به تدريج قدرت دفاعی بدن وی ضعيف می شود و اين فرد در برابر انواع بيماريها و عفونتها حتی آنهايی که در حالت عادی بيماريزا نيستند آسيب پذير میگردد.
اين روند قابل رؤيت نيست و راهي وجود ندارد تا با نگاه كردن به افراد بگوئيم كه آيا به HIV مبتلا هستند يا خير٬ ولي آزمايش خون مي‌تواند پس از چند ماه از اولين تماس، ويروس را در خون آشكار كند.
افراد آلوده به HIV ممكن است سالها كاملاً سالم بمانند و حتي خودشان ندانند كه آلوده هستند.
ايدز چيست ؟
ايدز (AIDS) مخفف Acquired Immune Deficiency Syndrome به معني سندرم نقص ايمني اكتسابي مي‌باشد.
وقتی سيستم ايمني آسيب ببيند، نه تنها در برابر ويروس HIV (كه در آغاز به آن صدمه زده) بلكه به نسبت به بقيه عفونتها هم آسيب پذير مي‌شود و ديگر قادر به كشتن ميکربها و ويروسهايي كه قبلاً برايش مشكلي ايجاد نمي‌كردند نيست و لذا با گذشت زمان، افراد آلوده به HIV بيشتر و بيشتر بيمار مي‌شوند و معمولاً سالها پس از آلودگي به يكي از بيماريهاي خاص٬ شديداً مبتلا مي‌شوند و در اين زمان گفته مي‌شود كه آنها به ايدز مبتلا شده‌اند. بنابراين زماني كه فرد آلوده به ويروس HIV براي اولين بار به يك بيماري جدي مبتلا شود و يا وقتي كه تعداد سلولهاي ايمني باقيمانده در بدن او از حد معيني كمتر شود، مبتلا به بيماری ايدز در نظر گرفته می شود.
ايدز يك مرحله كاملاً جدي است كه بدن، دفاع بسيار كمي در برابر انواع عفونتها دارد. در واقع هر فرد آلوده به ويروس HIV ، الزاما مبتلا به ايدز نمی باشد اما در طول مدت آلودگی خود، می تواند ديگران را آلوده کند.
چه مدت طول مي‌كشد تا HIV به ايدز تبديل شود؟
بدون درمان دارويي، بطور متوسط طي 10 سال آلودگی به ويروس HIV به سمت ايدز پيش مي‌رود که البته اين مدت 10 سال براي فردي است كه تغذيه مناسبی دارد. اما فردي كه در منقطه فقيرنشين است و بخوبي تغذيه نمي‌شود ممكن است بسيار سريعتر به سمت ايدز و نهايتاً مرگ پيش برود.
درمان دارويی ضد ويروس مي‌تواند مدت زمان بين آلودگي با HIV و شروع ايدز را طولاني تر كند. داروهاي جديدي بوليد شده‌اند که با مصرف آنها، فرد آلوده به HIV مي‌تواند مدت زمان طولاني قبل از ايجاد ايدز زندگي كند. اما اين دارو‌ها بسيار گران و کمياب بوده و در بسياري از كشورهاي فقير در دسترس نیست و آلوده شدگان در این کشورها٬ سریعتر به سمت مرگ پيش مي‌روند.
HIV >> چگونه منتقل مي‌شود؟ << 
HIV در خون و ترشحات جنسي فرد مبتلا و نيز شير پستان زن آلوده، يافت مي‌شود.
HIV‌ هنگامي منتقل مي‌شود كه مقدار كافي از اين ترشحات به بدن فردي برسد
راههاي مختلفي كه فرد مي‌تواند به HIV مبتلا گردد عبارتند از:
1 - رابطه جنسي بدون محافظت با فرد آلوده
رابطه جنسي بدون كاندوم خطرناك است چراکه ويروسي كه در ترشحات جنسي فرد آلوده وجود دارد مي‌تواند بطور مستقيم به بدن شريك جنسي‌اش منتقل گردد. اين موضوع در مورد تماس مقعدی ((anal sex هم صادق است.
(Oral sex)تماس جنسی دهانیخطر كمتري دارند ولي اگر يك شريك جنسي خونريزي لثه يا زخم باز هر چند كوچك در دهانش داشته باشد و كاندوم استفاده نشود HIV مي‌تواند منتقل شود
2 – تماس با خون فرد آلوده
اگر خون به ميزان كافي از فرد آلوده به بدن فرد غير آلوده وارد شود مي‌تواند ويروس را به او منتقل كند.
3- سرايت از مادر حامله آلوده به جنين در داخل رحم و يا از شیرمادر آلوده به كودك
ويروس HIV از مادر آلوده به كودك ممكن است در دوران حاملگی، هنگام وضع حمل يا كمی بعد از زايمان انتقال يابد.
HIV مي‌تواند در شير پستان زن آلوده وجود داشته باشد و به نوزادش منتقل شود اما با وجود داروهاي خاص٬ شانس اين انتقال بسيار كاهش مي‌يابد هر چند در بسياري از كشورهاي در حال پيشرفت و فقير، چنين داروهايي در دسترس نيست.
4 – استفاده از محصولات خوني آلوده
در گذشته بسياري از افراد از طريق انتقال خون و فرآورده‌هاي خوني آلوده٬ به HIV مبتلا مي‌شدند در حال حاضر در اكثر نقاط جهان خونهاي اهدايي، آزمايش مي‌شوند و خطري در اين زمينه وجود ندارد.
5 – داروهاي تزريقي
افرادي كه بصورت غير قانوني داروي تزريقي استفاده مي‌كنند نيز نسبت به عفونت HIV آسيب پذير هستند (مثل معتادان تزريقي، كه بصورت مخفيانه و غير قانوني عمل كرده و معمولاً سرنگي براي تزريق در دسترس ندارند و از سرنگ مشترك استفاده مي‌كنند.)
افسانة ها وپندارهای غلط درباره HIV :
در اقسا نقاط جهان افسانه‌هاي گوناگوني دربارة HIV و ايدز وجود دارد كه تعدادي از آنها در ذيل آورده شده‌اند.
« داشتن رابطه جنسي با دختر باكره مي‌تواند HIV را شفا دهد!»
اين افسانه در بخشهايي از آفريقا متداول است و كاملاً غلط است اين اسطوره سبب تجاوز به بسياري از دختران جوان و كودكان توسط مردان HIV مثبت شده است كه اغلب آنها را هم آلوده ساخته است.
تجاوز هيچ بيماري را درمان نمي‌كند و اين مسئله يك جنايت جدي در سراسر جهان است.
« HIV مختص مردان همجنس باز، سياهپوستان، افراد جوان و … است ! »
اين افسانه هم غلط است ، اغلب كساني كه به HIV آلوده شوند حتي تصور اينكه ممكن است آنها آلوده شوند را هم نداشتند. كه البته اشتباه فكر مي‌كردند.
« HIV مي‌تواند از طريق لاتكس كاندوم عبور كند ….»
…. برخي تصور مي‌كنند كه چون ويروس بسيار كوچك است مي‌تواند از طريق سوراخهاي موجود در لاتكس استفاده شده در كاندوم عبور كند لازم به ذكر است اين تصور اشتباه مي‌باشد. لاتكس موجود در كاندوم، HIV را مسدود مي‌كند همانطور كه اسپرم را مسدود مي‌نمايد و مانع از حاملگي مي‌شود.
رابطه جنسي ايمن (safe sex) يعني چه ؟
رابطه جنسي ايمن اشاره به فعاليت جنسي دارد كه سبب انتقال خون يا ترشحات جنسي از يك شريك جنسي به طرف مقابل نشود. اگر 2 نفر رابطه جنسي ايمن داشته باشند حتي اگر يكي از آنها آلوده باشد، احتمال اينكه فرد ديگر مبتلا شود وجود ندارد از نمونه‌هاي رابطه جنسي ايمن مثلاً :
1- نداشتن رابطه جنسي كه اصطلاحاً پرهيز جنسي (abstinence) ناميده مي‌شود
2- پرهيز جنسي تا زمان ازدواج و پايبند باقی ماندن نسبت به همسر٬ پس از ازدواج . (كه البته اين روش خوبي براي اجتناب از آلودگي با HIV است به شرطی که همسر آنها هم وفادرا باشند و آنها را آلوده نكند.)
رابطه جنسي ايمن‌تر (safer sex) يعني چه ؟
رابطه جنسي ايمن‌تر به فعاليتهاي جنسي اطلاق مي‌شود كه ريسك كمي از عفونت با HIV‌ دارند.
رابطه جنسي ايمن‌تر اغلب به معناي استفاده از كاندوم حين رابطه جنسي است.
وقتي كاندوم بطور صحيح استفاده شود بعنوان سد فيزيكي عمل مي‌كند و از انتقال ترشحات آلوده به جريان خون فرد ديگر جلوگيري مي‌‌كند.
آيا بوسيدن خطرناك است ؟
بوسيدن گونهٴ فرد مقابل٬ كه بعنوان بوسيدن متداول اجتماعي شناخته مي‌شود هيچ خطري براي انتقال HIV ندارد. بوسة عميق يا همان بوسه با دهان باز (French kiss) ريسك بسيار پائين در انتقال HIV دارد بخاطر اينكه HIV در بزاق وجود دارد ولي در ميزان كم به تنهائي منجر به عفونت HIV نمي‌شود.
آيا چيزي مي‌تواند HIV ايجاد كند ؟
خير؛ HIV خلق نمیشود. بعنوان مثال٬ رابطه جنسي بدون محافظ تنها در صورتي خطرناكست كه يك شريك جنسي با ويروس آلوده باشد. اگر شريك جنسي شما HIV منفي است هر نوع رابطه و فعاليت جنسي بين شما نمي‌تواند سبب آلودگي شما به HIV گردد، بعنوان مثال داشتن رابطه تماس مقعدی (anal sex) نمي‌تواند HIV خلق كند و يا بعنوان مثال شما بوسيلة masturbation (استمنا) به HIV آلوده نخواهيد شد.
خطر در تماس های جنسی بيشتر درعدم شناخت کافی سوابق خونی شريک جنسی شماست. در هر صورت برای اطمينان از کاندوم استفاده کنيد. مگر تا زمانی که مطمئن باشيد که هيچ کدام از شما شريک جنسی ديگری ندارد و قبلاً آلوده به ويروس نشده است.
علائم بيماری چگونه ظاهر می شود؟
با کاهش قدرت سيستم دفاعی٬ به مرور زمان بدن آمادهٴ ابتلا به عفونتها و سرطانهايی می شود که به طور معمول در مردم عادی ديده نمی شوند ، اين بيماريها بصورت بيماريهاي ريوی ، اسهالهاي شديد و مزمن ،‌ تبهای طولانی ، کاهش وزن ،‌ اختلالات شخصيتی ،‌ بيماريهاي مغزی و پوستی خود را نشان مي دهند که درنهايت منجر به مرگ فرد مبتلا خواهد شد.
علائم آلودگی با HIV بسیار پیچیده است و دارای مراحل چندی است كه الزاماً همه آنها در افراد آلوده مشاهده نمی شود.
این مراحل عبارتند از: 
مرحله عفونت اوليه HIV : (مرحله اول)
اين مرحله چند هفته طول مي‌كشد و معمولاً با يك حالت شبيه سرماخوردگي كه بلافاصله بعد از عفونت رخ مي‌هد همراه است اين حالت شبيه سرماخوردگي گاهي اوقات تحت عنوان حالت seroconversion ياد مي‌شود. (علائمی نظیر تب، گلودرد، بزرگی غدد لنفاوی، درد مفاصل و عضلات ، سر درد، ضعف و بی حالی، بی اشتهایی ، تهوع و استفراغ، كاهش وزن، اسهال و گاهی دانه های جلدی و یا تظاهرات عصبی)
در حدود 20% موارد علائم به گونه‌اي است كه فرد به پزشك مراجعه مي‌كند ولي معمولاً تشخيص داده نمي‌شود و حتي اگر تست HIV آنتي بادي در اين موقع انجام شود ممكن است هنوز مثبت نباشد.
طي اين مرحله مقدار زيادي HIV در خون محيطي فرد وجود دارد و سيستم ايمني با توليد پادتن ها (آنتي بادي ها)، و لنفوسيتهاي سلول كش (لنفوسیتهای سيتوتوكسيك) شروع به پاسخ در برابر ويروس مي‌كنند.
از هنگام ورود ویروس ایدز تا مثبت شدن نتیجه آزمایشگاهی كه نشانگر آلودگی فرد است حدود 2 تا 12 هفته و گاهی تا 6 ماه طول می كشد.
درصد فراوانی علایم اصلی مرحله حاد آلودگی اولیه با HIV در جدول زیر آورده شده است:
فراوانی
نشانه
80%
تب
51%
دانه های پوستی (راش)
37%
زخمهای دهان
54%
درد مفاصل
44%
التهاب گلو (فارنژیت)
54%
بی اشتهایی
32%
کاهش وزن بیشتر از 2.5 کیلوگرم
68%
کسالت و بی حالی
49%
دردهای عضلانی
46%
تب و راش پوستی
تنها راه مطمئن جهت تعيين آلودگي با HIV انجام تست آنتي بادي HIV مي‌باشد و از روي علائم باليني نمي‌توان آلودگي با HV را تعيين كرد.
مرحله بدون علامت باليني (مرحله دوم)
اين مرحله بطور متوسط 10 سال طول مي‌كشد و همانطور كه از نام اين مرحله پيدا است، خالي از هر علامتي است هرچند ممكن است غدد متورم لنفاوي هم وجود داشته باشند (لنفادنوپاتي). سطح HIV در خون محيطي به سطح بسيار پائيني كاهش مي‌يابد ولي بیماری همچنان مسري است و آنتي بادي HIV در خون قابل ارزيابي است.
تحقيقات اخير نشان داده است كه HIV طي اين مرحله غير فعال نيست و در غدد لنفاوي بسيار فعال است. تعداد زيادي از سلولهاي T- helper آلوده شده و مي‌ميرند و ويروس فراواني توليد مي‌شود.
تست آزمايشگاهي جديدي وجود دارد كه مقدار ناچيز HIV كه از غدد لنفاوي آزاد مي‌شود را اندازه مي‌گيرد اين تست HIV-RNA را اندازه مي‌گيرد (RNA ماده ژنتيكي HIV مي‌باشد) این تست را تست بارگيري ويروس (viral load test) مي‌گويند که نقش بسيار مهمي در درمان آلودگی با HIV دارد.
مرحله علامتدار عفونت HIV (مرحله سوم)
با گذشت زمان، سيستم ايمني توان خود را از دست مي‌هد كه به 3 دليل عمده زير است.
1 – بافتها و غدد لنفاوي بدليل سالها فعاليت، آسيب مي‌بينند 
2 – و HIV جهش پيدا مي‌كند و آلوده كنندگي‌اش تشديد مي‌شود بعبارت ديگر براي تخريب سلولهاي ،T- helper قويتر و متنوعتر ميشود
3 – بدن توانايي جايگزيني سلولهاي T – helper از دست رفته را ندارد.
با ايجاد نقص در سيستم ايمني، علائم بوجود مي‌آيند که در آغاز بسياري از علائم خفيف هستند. ولي با تحليل سيستم ايمني، علائم تشديد مي‌شوند.
پيشروي از HIV تا AIDS
با آسيب بيشتر سيستم ايمني، بيماري به سمت بدتر شدن پيش مي‌رود تا اينكه تشخيص ايدز مطرح شود. در حال حاضر در انگلستان تشخيص ايدز وقتي تأييد مي‌شود كه فرد HIV مثبت تعداد خاصي از عفونتهاي فرصت طلب يا سرطانها را بروز مي‌دهد اگر چه فرد HIV مثبت مي‌تواند بشدت بيمار باشد ولي تشخيص ايدز نداشته باشد.
آيا درماني وجود دارد؟
متاسفانه مطالعات نشان مي‌دهد كه بسياري از افراد گمان مي‌كنند كه براي ايدز درماني وجود دارد كه منجر مي‌شود كه آنها احساس امنيت داشته و ريسك بيشتري بكنندکه البته آنها در اشتباهند. هنوز هيچ درمان قطعی براي ايدز بوجود نيامده است. تنها درمانهاي دارويي ضد ويروس وجود دارد كه پيشرفت HIV به سمت AIDS را آهسته‌ تر ميكند و در اين حالت فرد چند سال مي‌تواند زندگي سالمي داشته باشد.
- در برخي موارد، درمان ضد ويروس چس از چند سال تأثير خود را از دست مي‌دهند و در برخي موارد ديگر فرد از AIDS بهبود مي‌يابد ولی با HIV براي دهه‌ها زندگي مي‌كند ولي اين افراد مجبورند كه براي تمام عمر روزانه داروهاي قوي مصرف كنند كه گهگاه با عوارض جانبي ناخوشايند همراه است.
- هنوز هيچ راهي براي درمان قطعي HIV وجود ندارد و تا اين لحظه تنها راه ايمن باقي ماندن، آلوده نشدن است.

 

+ نوشته شده در  شنبه هشتم آبان 1389ساعت 1:53 PM  توسط کورنا  | 

 عادت آدم هاي موفق
 

کرايگ هايپر؛ نويسنده، محقق، مقاله نويس، مجري راديو و تلويزيون و يک سخنران حرفه اي است. در 25 سال گذشته، او با کارهايش به عنوان يک کارشناس حرفه اي موفقيت در حوزه هاي شخصي و اجتماعي معرفي شده. هاپير يک سايت هم درباره سخنراني موثر دارد که در آن نوشته:

«من خواسته ام بخش هاي مهم کتاب هاي کمکي که تا به حال خوانده ام و تجربه هايي که در زندگي ام داشته ام را به صورت 40 نکته کليدي فشرده کنم و در اختيار ديگران بگذارم تا در هر زمان بتوانند آن را بخوانند. مطمئنا کتاب هايي که در سطح جهاني فروخته مي شوند و درباره خودياري هستند ممکن است براي بعضي ها قابل استفاده باشند ولي من مايلم چيزي بنويسم که براي همه مفيد واقع شود.آ» حالا اين شما و اين هم 40 توصيه کرايگ هايپر. بخوانيد و قضاوت کنيد.

 1) فرصت هايي را مي بينند و پيدا مي کنند که ديگران آنها را نمي بينند.

 2) از مشکلات درس مي گيرند، در حالي که ديگران فقط مشکلات را مي بينند.

 3) روي راه حل ها تمرکز مي کنند.

 4) هوشيارانه و روشمندانه موفقيت شان را مي سازند، در زماني که ديگران آرزو مي کنند موفقيت به سراغ شان آيد.

 5) مثل بقيه ترس هايي دارند ولي اجازه نمي دهند ترس آنها را کنترل و محدود کند.

 6) سوالات درستي از خود مي پرسند. سوال هايي که آنها را در مسير مثبت ذهني و روحي قرار مي دهد.

 7) به ندرت از چيزي شکايت مي کنند و انرژي شان را به خاطر آن از دست نمي دهند. همه چيزي که شکايت کردن باعث آن است فقط قرار دادن فرد در مسير منفي بافي و بي ثمر بودن است.

 8) سرزنش نمي کنند (واقعا فايده اش چيست؟) آنها مسووليت کارهايشان و نتايج کارهايشان را تماما به عهده مي گيرند.

 9) وقتي ناچارند از ظرفيتي بيش از حد ظرفيت شان استفاده کنند هميشه راهي را براي بالا بردن ظرفيت شان پيدا مي کنند و بيشتر از ظرفيت شان از خود توقع دارند. آنها از آنچه دارند به نحو کارآمدتري استفاده مي کنند.

 10) هميشه مشغول، فعال و سازنده هستند. هنگامي که اغلب افراد در حال استراحت هستند آنها برنامه ريزي مي کنند و فکر مي کنند تا وقتي که کارشان را انجام مي دهند استرس کمتري داشته باشند.

 11) خودشان را با افرادي که با آنها هم فکر هستند متحد مي کنند. آنها اهميت و ارزش قسمتي از يک گروه بودن را مي دانند.

 12) بلندپرواز هستند و دوست دارند حيرت انگيز باشند. آنها هوشيارانه انتخاب مي کنند تا بهترين نوع زندگي را داشته باشند و نمي گذارند زندگي شان اتوماتيک وار سپري شود.

 13) به وضوح و دقيقا مي دانند که چه چيزي در زندگي مي خواهند و چه نمي خواهند. آنها بهترين واقعيت را دقيقا براي خودشان مجسم و طراحي مي کنند به جاي اينکه صرفا تماشاگر زندگي باشند.

 14) بيشتر از آنکه تقليد کنند، نوآوري مي کنند.

 15) در انجام کارهايشان امروز و فردا نمي کنند و زندگي شان را در انتظار رسيدن بهترين زمان براي انجام کاري از دست نمي دهند.

 16) آنها دانش آموزان مدرسه زندگي هستند و همواره براي يادگيري روي خودشان کار مي کنند. آنها از راه هاي مختلفي مثل تحصيلات آموزشگاهي، ديدن و شنيدن، پرسيدن، خواندن و تجربه کردن ياد مي گيرند.

 17) هميشه نيمه پر ليوان را مي بينند و توانايي پيدا کردن راه درست را دارند.

 18) دقيقا مي دانند که چه کاري بايد انجام دهند و زندگي شان را با از شاخه اي به شاخه اي ديگر پريدن از دست نمي دهند.

 19) ريسک هاي حساب شده اي انجام مي دهند؛ ريسک هاي مالي، احساسي و شغلي.

 20) با مشکلات و چالش هايي که برايشان پيش مي آيد سريع و تاثيرگذار روبه رو مي شوند و هيچ وقت در مقابل مشکلات سرشان را زير برف نمي کنند. با چالش ها روبه رو مي شوند و از آنها براي پيشرفت خودشان بهره مي برند.

 21) منتظر قسمت و سرنوشت و شانس نمي مانند تا آينده شان را رقم بزند. آنها بر اين باورند که با تعهد و تلاش و فعاليت، بهترين زندگي را براي خودشان مي سازند.

 22) وقتي بيشتر مردم کاري نمي کنند؛ آنها مشغول فعاليت هستند. آنها قبل از اينکه مجبور به کاري بشوند، عمل مي کنند.

 23) بيشتر از افراد معمولي روي احساسات شان کنترل دارند. آنها همان احساساتي را دارند که ما داريم ولي هيچ گاه برده احساسات شان نمي شوند.

 24) ارتباط گرهاي خوبي هستند و روي رابطه ها کار مي کنند.

 25) براي زندگي شان برنامه دارند و سعي مي کنند برنامه شان را عملي کنند. زندگي آنها از کارهاي برنامه ريزي نشده و نتايج اتفاقي عاري است.

 26) در زماني که بيشتر مردم به هر قيمتي مي خواهند از رنج کشيدن و بودن در شرايط سخت اجتناب کنند، افراد موفق قدر و ارزش کار کردن و بودن در شرايط سخت را مي فهمند.

 27) ارزش هاي زندگي شان معلوم است و زندگي شان را روي همان ارزش ها بنا مي کنند.

 28) تعادل دارند. وقتي از لحاظ مالي موفق هستند، مي دانند که پول و موفقيت مترادف نيستند. آنها مي دانند افرادي که فقط از نظر مالي در سطح مطلوبي قرار دارند، موفق نيستند. اين در حالي است که خيلي ها خيال مي کنند پول همان موفقيت است. ولي آنها دريافته اند که پول هم مثل بقيه چيزها يک وسيله است براي دستيابي به موفقيت.

 29) اهميت کنترل داشتن روي خود را درک کرده اند. آنها قوي هستند و از اينکه راهي را مي روند که کمتر کسي مي تواند برود، شاد مي شوند.

 30) از خودشان مطمئن هستند و به احساسات ناشي از اينکه کجا زندگي مي کنند و چه دارند و چه طور به نظر مي رسند، توجهي ندارند.

 31) دست و دل باز و مهربان هستند و از اينکه به ديگران کمک مي کنند تا به خواسته هايشان برسند خوشحال مي شوند.

 32) متواضع هستند و اشتباهات شان را با خوشحالي مي پذيرند و به راحتي عذرخواهي مي کنند. آنها از توانايي هايشان خاطر جمع هستند ولي به آن مغرور نمي شوند. آنها خوشحال مي شوند که از ديگران بياموزند و از اينکه به ديگران کمک مي کنند تا خوب به نظر برسند بيشتر از کسب افتخارات شخصي شان لذت مي برند.

 33) انعطاف پذير هستند و تغيير را غنيمت مي شمارند. وقتي وضعيتي پيش مي آيد که عادت ها و آسايش روزمره شان را بر هم مي زند از آن استقبال مي کنند و با آغوش باز وضعيت جديد و ناشناس را مي پذيرند.

 34) هميشه سلامت جسماني خود شان را در وضعيت مطلوبي نگه مي دارند و مي دانند که بدنشان خانه اي است که در آن زندگي مي کنند و به همين خاطر، سلامت جسماني براي آنها خيلي مهم است.

 35) موتور بزرگ و پرقدرتي دارند. سخت کار مي کنند و تنبلي نمي کنند.

 36) هميشه منتظر بازتاب کارهايشان هستند.

 37) با افراد بدذات و غيرموجه نشست و برخاست نمي کنند.

 38) وقت شان و انرژي شان را روي وضعيت هايي که از کنترل شان خارج است صرف نمي کنند.

 39) کليد خاموش روشن دارند. مي دانند چگونه استراحت کنند و ريلکس شوند. از زندگي شان لذت مي برند و سرگرم مي شوند.

 40) آموخته هايشان را تمرين مي کنند. درباره تئوري هاي عجيب و غريب خيالبافي نمي کنند بلکه واقع بينانه زندگي مي کنند.


+ نوشته شده در  شنبه هشتم آبان 1389ساعت 1:50 PM  توسط کورنا  | 


علی کاشی

+ نوشته شده در  شنبه هشتم آبان 1389ساعت 1:6 PM  توسط کورنا  | 

 رييس سازمان مدارس غيردولتي آموزش و پرورش:
 دايرکردن مدرسه دو زبانه در کشور ممنوع است  

معاون وزير و رئيس سازمان مدارس غيردولتي و توسعه مشارکت هاي مردمي گفت: مراکز پيش دبستاني موظف به اخذ مجوز از آموزش و پرورش هستند.  به گزارش ايسنا، علي باقرزاده در گردهمايي مديران روابط عمومي آموزش و پرورش سراسر کشور، گفت: تمام مراکز پيش دبستاني موظفند تا پايان سال 89 مجوز مربوطه را از آموزش و پرورش اخذ کنند.  وي افزود: پس از اين تاريخ فعاليت مراکز پيش دبستاني که مجوز لازم را از آموزش و پرورش اخذ ننموده اند غيرقانوني تلقي شده و از فعاليت آن ها جلوگيري خواهد شد.  باقرزاده در ادامه با توجه به نقش و اهميت مدارس شاهد خاطرنشان ساخت: با توجه به منويات مقام معظم رهبري براي تکريم فرزندان معظم شهدا، جانبازان و ايثارگران در حال حاضر حدود 947 مدرسه شاهد در سطح کشور وجود دارد که با پوشش دادن25 هزار دانش آموز آنها را براي مديريت جامعه در آينده آماده مي سازند.  وي همچنين گفت: داير نمودن مدرسه دو زبانه در تمامي مدارس کشور ممنوع است. طبق قانون هيچ مدرسه اي نمي تواند دروس را به غير از زبان رسمي کشور در مدارس تدريس کند. در همين راستا آموزش رسمي موسيقي و يا تدريس دروس تخصصي به غير از زبان فارس در مدارس غيردولتي و دولتي ممنوع است و در صورت مشاهده با مدارس خاطي برخورد خواهد شد.  اين مقام مسوول به کارکرد مدارس غيردولتي اشاره کرد و افزود: از نظر نظام جمهوري اسلامي هيچ تفاوتي بين ماموريت و رسالت مدارس غيردولتي و دولتي وجود ندارد و تمامي مقررات آموزش و پرورش در مدارس غيردولتي بايد رعايت شود.  وي با تاکيد بر اينکه مدارس غيردولتي توانسته اند بخش قابل توجهي از تعليم و تربيت دانش آموزان کشور را به عهده بگيرند اظهار داشت: در حال حاضر 16 هزار مدرسه غيرانتفاعي و 6500 آموزشگاه علمي آزاد و زبان بيش از 2 ميليون دانش آموز را تحت پوشش قرار داده اند.

+ نوشته شده در  شنبه هشتم آبان 1389ساعت 1:3 PM  توسط کورنا  |